نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ١٣
نداشته، حاكميت نخواهد يافت. منتظر، هميشه آماده و چشم بر افق است تا هر لحظه كه رهبر پيدا شد، بىدرنگ به يارىاش بشتابد و امامتش را عاشقانه بپذيرد. خمود، سستى، خواب، ستم پذيرى، انفعال و بى خيالى با انتظار هم خوانى ندارد. محال است منتظر، مهيا نباشد و دست به زانو بنشيند تا موعود برسد و به اذن و دستور او مهيا گردد:
لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ* إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَايُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ* وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً (توبه: ٤٤- ٤٦)
كسانىكه به خدا و روز قيامت ايمان آوردهاند براى جهاد با مال و جان از تو اجازه نمىگيرند و خداوند به [حال] تقوا پيشگان آگاه است. همانا كسانى كه به خدا و قيامت باور ندارند و قلبهايشان در شك و ترديد سرگردان است از تو اجازه مىگيرند و اگر تصميم بر خارج شدن براى جنگ داشتند، امكانات لازم را مهيا مىكردند.
سازندگى، ستم ستيزى و عدالتطلبى عقيده انتظار، اهل باطل را بر آن داشت تا به تحريف آن همت گمارند و روح حياتبخش انتظار را بستانند و از آن عقيدهاى رخوت بخش ركودزا، تن پرور و سازشكار ارائه دهند و بدين سان، در معناى انتظار دست بردند و منتظر را كسى دانستند كه چشم به راه حاكميت مطلق فساد است و انتظار تباهى را مىكشد تا پس از آن، موعود ظهور كند. بنابر اين ديدگاه، هر حركتى كه حاكميت مطلق فساد را به تعويق اندازد، با انتظار ناسازگار است و منتظر هر چند به ستم و جهل كمك نمىكند، در برابر آن نيز نمىايستد و اگر از سلطه يافتن باطل شادمان نمىشود، دست كم خشمگين نيز نمىشود. امام راحل- رضوان اللّه عليه- از اين عقيده چنين پرده بر مىدارد:
يك دستهاى مىگفتند كه خوب بايد عالَم پر [از] معصيت بشود تا حضرت بيايد. ما بايد نهى از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كارى مىخواهند بكنند، گناه زياد بشود كه فَرَج نزديك بشود. يك دستهاى از اين بالاتر بودند، مىگفتند: بايد دامن زد به گناهها، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت- سلام اللَّه عليه- تشريف بياورند. اين هم يك دستهاى بودند كه البته در بين اين دسته منحرفهايى هم بودند- اشخاص