نهضت انتظار

نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ٥٨

ناب و تفكر مبتنى بر وحيانيتِ مصون از تحريف و با انديشه‌ها و آرمانهايى همانند مردم سالارى دينى، عدالت، خدا گرايى و همراهى عقل و وحى، دين و دنيا و ماديت و معنويت پا به ميدان گذاشته است. اين نظام نوپيدا به بشر سرخورده از اديان تحريف شده و مكاتب گمراه بشرى ندا مى‌دهد كه چاره كار و درمان بيمارى‌هاى جامعه شما اين است كه به دامان دين برگرديد. و البته دينى تحريف نشده كه عقل آدمى را همراهى مى‌كند و او را يارى مى‌بخشد.
مى‌توان گفت كه بشر در پايانه تاريخ به دو چيز، سخت نيازمند است:
اول، قانونى كه سعادت همه جانبه او را برآورد و به همه نيازهايش پاسخ دهد. چنين قانونى را عقل جمعى بشر نمى‌تواند فراهم آورد. عقل گرچه نور است و راهنما، ولى بُرد و توان محدود دارد. عقل بشر همه زواياى خلقت او و خلقت جهان و ريزه‌كارى‌هايش را در نمى‌يابد تا بتواند دست به برنامه‌ريزى بزند. عقل تنها به كليات و اصول و برخى جزئيات راه دارد. نيازمندى بشر به وحى ويژه گذشته نبوده است. اين نيازمندى ناشى از محدوديت عقل بشرى است و محدوديت عقل او، هيچ‌گاه از ميان نمى‌رود. هر پاسخى را كه مى‌يابد، چند مسئله در پيش ديد او رخ مى‌نمايد و همواره بر عرصه‌هاى تاريك فرا رويش افزوده مى‌شود. از اين رو بايد به نورى روشن گردد و آن نور جز وحى نيست، و اسلام مبتنى بر وحى خاتم است كه بدون تحريف در دست بشر قرار دارد و هيچ متن وحيانى ديگرى خالى از تحريف در دست بشر نيست.
دوم- كسى كه اين قانون را به صورت درست به عرصه اجرا راه دهد. قانونهاى خوب نيز تا درست اجرا نشوند، ثمرات خود را نشان نمى‌دهند.
حاكمان ناصالح نمى‌توانند مجريان خوبى براى قانون باشند. اگر قانون خوب نيز به دست آنان افتد، چون در اجراى آن، هوا و هوس خويش را دخالت مى‌دهند، ثمرات تلخ بار مى‌آورد. بنابراين بشر براى رسيدن به ايده جهانى‌سازى‌اش علاوه بر قانون كامل و همه جانبه، به مجرى نهضت انتظار ٦٣ درس هفتم: ديندارى در عصر غيبت‌ تضمين شده محتاج است و چنين مجرى تضمين شده‌اى جز با معرفى آسمانى پيدا نمى‌شود.