نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ٣٠
با شهادت امام حسن (ع) در سال ٥١ هجرى، گروهى كه به اين مرحله انتظار توجه نداشتند، از امام حسين (ع) خواستند تا قيام كند و خلافت را از معاويه باز ستاند ولى امام آنان را به انتظار مرگ معاويه و مهيا شدن زمينه و شرايط فرا خواند:
تا زمانىكه اين طاغى ستمگر زنده است، مانند گليم خانه در خانههايتان به زمين بچسبيد.
اگر روزى او هلاك شد و شما زنده بوديد، اميد داريم خداوند براى شما و ما خير مقدر گرداند و به ما هدايت دهد و به خودمان وا گذار نكندكه او با متقيان نيكوكار است. «١» امام در مدت طولانى خلافت معاويه ضمن رعايت صلح و مفاد پيمان به امامت معنوى و دينى و روشنگرى و مهيا كردن شرايط پرداخت. با مرگ معاويه، امام چند كار مهم انجام داد:
اولًا از بيعت با يزيد خوددارى كرد و ثانياً براى استفاده بيشتر از امكانات، مدينه پيامبر (ص) را ترك كرد و به جوار خانه خدا رفت تا از ايام حج و حضور زائران سراسر كشور بزرگ اسلامى براى بيان اهداف و آرمانهاى خود استفاده كند و علاوه بر سخنرانى در مجامع مكه با ارسال نامه و پيك به شهرهاى بزرگ، افراد مستعد را براى يارى خويش فراخواند.
خبر فعاليتهاى امام دهان به دهان مىگشت و بيشتر مناطق اسلامى از بيعت نكردن امام با يزيد و دعوت ايشان به بيعت با خود براى باز پس گرفتن خلافت اسلامى آگاه شدند و شيعيان كوفه كه قبل از آن نيز امام را دعوت كرده و با وعده انتظار امام مواجه شده بودند، اين بار با شوق و اميد بيشتر، حضرت را به سوى خود خواندند. امام (ع) دعوت كوفيان را پذيرفت، امّا خفقان حكومت يزيد و عبيداللَّه كوفيان را به عقب نشينى وا داشت و امام را به دو راهى مرگ عزيزانه و بيعت ذليلانه كشاند و آن حضرت مرگ با عزت را برگزيد و با شهادت خويش الگوى انتظار را در پيشْ ديد مسلمانان نهاد.
انتظار، عاشورا و ظلم ستيزى امام حسين (ع) به شيعه منتظر، درس ظلم ستيزى و جهاد براى تحقق حاكميت حق داد و اين چنين بود كه بعد از آن عاشورا مبدّل به نمونه كاملى براى حركتهاى ظلم ستيز گشت. شيعيان منتظر به عاشورا اقتدا كردند و خار چشم ستمگران شدند. مبارزه شديد