نهضت انتظار

نهضت انتظار - حیدری، احمد - الصفحة ١٨

نمى‌خوريم و جز لباس خشن در نمى‌پوشيم؛ همان گونه كه شيوه اميرمؤمنان بود. اگر جز اين كنيم، آتش دوزخ در پيش است. «١» در روايتى ديگر امام صادق (ع) مى‌فرمايد:
گويى به ياران قائم مى‌نگرم در نجف كوفه كه توشه آنان تمام شده و لباسهايشان فرسوده گشته و اثر سجده بر پيشانى‌شان آشكار است؛ شيرهاى روز و راهبان شب‌اند و قلبشان مانند پاره‌هاى آهن، محكم است و هر مردى قوه چهل مرد دارد. «٢» باز همان امام همام (ع) ياران حضرت مهدى (عج) را اين گونه وصف مى‌كند:
مردانى كه گويا قلبشان همانند آهن محكم است. غبار ترديد در ذات مقدس خداوندى خاطرشان را نمى‌آلايد. اگر بر كوهها حمله كنند، آنها را از جا برمى‌كنند. براى تبرّك بر زين مركب امام دست سايند وگرد امام مى‌چرخند و با جان خود از آن حضرت پاسدارى مى‌كنند و آنچه مى‌خواهد، برايش برآورده مى‌كنند. شب نمى‌خوابند و به عبادت و تلاوت قرآن به صبح در مى‌آيند. همهمه شبانه دعاى آنان مانند صداى كندوى زنبور عسل، باز نمى‌ايستد و ...
طاعت آنان از امامشان بيشتر از طاعت كنيز از مولاى خود است. همانند چراغهاى فروزانند.
گويى قلبشان نور باران است. از ناخشنودى پروردگارشان مى‌هراسند و براى شهادت دعا مى‌كنند و كشته شدن در راه خدا را آرزو مى‌برند. «٣» و رسول خدا (ص) فرمود:
ياران مهدى (عج) تلاش گر و كوشا در پيروى از اويند. «٤» تفاهم، يگانگى و اتحاد آنان بى‌مانند است:
گويى دست پرورده يك پدر و مادرند. دلهايشان آكنده از محبت و خيرخواهى به هم است. «٥»