نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢
الهى داشتند و پيامبرى نبوده كه مردم را هدايت كرده و مشكلات آنان را رفع نموده، جز اين كه گفته من از شما اجر و مزدى نمىخواهم و اين سخنى است كه قرآن از بسيارى از انبيا نقل كرده است.
«وَ ما اسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ اجْرٍ انْ اجْرِىَ الَّا عَلى رَبِّ الْعالَمينَ» «١» من در برابر كارم مزدى از شما نمىطلبم، اجر من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
قاطعيت و استقامت انبيا معلول همين خلوص نيت و الهىبودن هدفشان مىباشد و اين خلوص نيت است كه به موسى و برادرش هارون قدرت و توانى مىدهد كه بتوانند با يك عصاى چوبين به دربار طاغوت قدرتمندى به نام فرعون وارد شوند و او را به سوى توحيد دعوت كنند.
٥- درگيرى و مبارزه:
از آن جا كه انبيا با هدف اصلاح جامعه و بازكردن غل و زنجير از دست و پاى مردم مبعوث شدهاند، با هر گونه شرك، خرافه، ظلم، ستم و ستمگرى در مىافتند و مبارزه مىكنند. قرآن كريم در وصف پيامبر اسلام مىفرمايد:
«يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَاْلأَغْلالَ الَّتى كانَتْ عَلَيْهِمْ» «٢» (پيامبرى) كه آنان را به نيكى امر كرده و از زشتى باز مىدارد و پاكيزهها را بر آنان حلال و پليديها را بر آنان حرام مىكند و قيد و زنجيرشان را بر مىدارد.
محال است پيامبرى كه از جانب خدا برگزيده شده، در پيامش چيزى باشد كه بوى شرك و خرافه دهد و يا به كمك ستمگرى بشتابد و بىعدالتى را تأييد كند. توحيد و عدل از اصول دعوت همه انبياست و تنها دعوت افرادى كه در اين مسير دعوت مىكنند، قابل مطالعه است؛ يعنى اگر شخصى در پيام خود چيزى بر ضد توحيد يا بر ضد عدل و تأييد ظلم بياورد، پيامش ارزش مطالعه و مطالبه دليل هم ندارد.