نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
و نيز حضرتامير (ع) دركلامى از استقامت بىنظير پيامبر كه گواه ايمان او به گفتههاى خودش مىباشد، سخن گفته است:
«فَبَلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ غَيْرَ وَانٍ وَ لا مُقَصِّرٍ وَ جاهَدَ فِى اللَّهِ اعْداءَهُ غَيْرَ واهِنٍ وَ لا مُعَذِّرٍ» «١» پس احكام پروردگارش را تبليغ نمود بدون هيچ گونه سستى و يا تقصير و كوتاهى و در راه خدا با دشمنان او جهاد كرده جنگيد، بدون آن كه ضعف و ناتوانى بر او راه يابد و يا آن كه عذر و بهانه آورد.
جريان مباهله حضرت با مسيحيان نجران نيز، شاهد بسيار خوبى بر ايمان آن حضرت به مكتب و آيين خودش مىباشد؛ زيرا در اين قضيه پيامبر اسلام حاضر شد كه اگر دعوتش حق نيست، نزديكترين افراد خود را در معرض نفرين قرار دهد. «٢» ٦- استفادهنكردن از وسايل و شيوههاىباطل براىرسيدن به هدف اگر نبوّت پيامبر واقعيت نداشت، بطور طبيعى چنان كه شيوه سياستمداران هر عصر است، براى رسيدن به هدفش از هر وسيلهاى حتى از نادانى مردم استفاده مىكرد؛ درحالى كه شيوه تبليغى آن حضرت چنين نبود و در همه جا با جهالت مردم مبارزه كرد و نادانى مردم را پلى براى رسيدن به مقاصد خودش قرار نداد. به عنوان مثال، روزى كه ابراهيم پسر هيجده ماههاش از دنيا رفت، خورشيد گرفت. مردم گفتند: علت اين گرفتگى خورشيد، مصيبتى است كه بر رسول خدا وارد شده است او در مقابل اين خيال جاهلانه مردم سكوت نكرد و از اين نقطه ضعف استفاده ننمود، بلكه به منبر رفت و گفت: اى مردم، ماه و خورشيد دو آيت از آيات خدا هستند و براى مردن كسى نمىگيرند. «٣»