نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٨
ذِكْرَها مِنْ نَفْسِهِ وَ احَبَّ انْ تَغيبَ زينَتُها عَنْ عَيْنِهِ لِكَيْلا يَتَّخِذَ مِنْها رِياشاً وَ لا يَعْتَقِدَها قَراراً وَ لا يَرْجُوَ فيها مُقاماً» «١» پس به پيامبر (ص) پاك و پاكيزه خود تأسى كن ... از دنيا به قدر حاجت اكتفا كرد و چشمان خود را به آن خيره نساخت، و دهان خويش را از آن پرنكرد، و به آن التفات ننمود؛ پهلوى او از همه مردم دنيا لاغرتر و شكم او از همه خالىتر بود، خزاين دنيا بر او عرضه شد ولى نپذيرفت، و چون دانست خدا چيزى را مبغوض مىدارد او نيز آن را مبغوض مىداشت، و چيزى كه خدا آن را كوچك مىشمارد او نيز آن را كوچك مىشمرد. و (چون ديد) پرده درِ خانهاش تصوير دارد به يكى از همسرانش فرمود: اى خانم! اين پرده را از من پنهان ساز، زيرا هر گاه بدان مىنگرم به ياد دنيا و زيورهاى آن مىافتم. رسول خدا (ص) از ته دلش از دنيا دورى گزيد، و ياد دنيا را در نفس خود ميراند؛ دوست داشت زينتهاى دنيا نيز از نظر و ديد او پنهان باشد تا اين كه لباسهاى فاخر آن را برتن نكرده، زيورى از آن برندارد، و دنيا را جايگاه جاويدان براى خويش نپندارد، و اميد اقامت در آن نداشته باشد.
اخلاق و ادب پيامبر (ص)
رسول خدا (ص) داراى بهترين صفات پسنديده و كرامتهاى نفسانى بود. از چنان اخلاق نيكويى برخوردار بود كه خداوند او را به خاطر اين اخلاق بسيار شايسته مىستايد و مىفرمايد:
«وَ انَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ» «٢» و به درستى تو داراى اخلاق (شايسته) بزرگى هستى.
او بر روى زمين مىنشست و غذا مىخورد و بر روى زمين مىخوابيد، خود كفشش را وصله مىزد، لباسش را مىشست، درب خانه را مىگشود، چون خادم از گرداندن آسياب خسته مىشد كمكش مىكرد، موقع نشستن بر چيزى تكيه نمىكرد، هرگز آروغ نمىزد، هر آزاد و بنده كه آن حضرت را به ضيافت مىطلبيدند اجابت مىكرد، به چهره