نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١
پيامبر اسلام در ميان مسلمانها امرى مسلم بوده و مسلمانان همان طورى كه او را «رسولالله» مىدانستند «خاتم النبيين» نيز مىشناختند. اين آيه تنها يادآورى مىكند كه او را با عنوان پدرخوانده فلان شخص نخوانيد، او را با همان عنوان واقعىاش كه رسولالله و خاتمالنبيين است بخوانيد.
دلايل روايى بر خاتميت در روايات متواترى كه شيعه و سنّى آنها را نقل كردهاند بر خاتميت پيامبر تصريح شده است و تواتر آنها نيز شبههاى در صدور مضمون آن باقى نمىگذارد.
الف- حديث منزلت: هنگامى كه پيامبر اسلام براى جنگ تبوك از مدينه حركت مىكرد، على (ع) را براى رسيدگى به كارهاى مسلمانان بجاى خود گماشت. عدهاى ماندنش را در مدينه بر او عيب گرفتند. از اين رو، اندوهگينشده و خدمت پيامبر رسيد و عرض كرد: آيا مرا در ميان كودكان و زنان باقى مىگذارى؟ پيامبر (ص) فرمود:
«اما تَرْضى انْ تَكُونَ مِنى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى» «١» آيا خشنود نيستى كه منزلت تو نسبت به من، منزلت هارون نسبت به موسى (ع) باشد جز اين كه بعد از من پيامبرى نخواهد بود.
ب- پيامبر (ص) فرمود:
«ايُّهَا النَّاسُ انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى وَ لا سُنَّةَ بَعْدَ سُنَّتى» «٢» اى مردم! همانا بعد از من پيامبرى نخواهد بود و هيچ سنّتى (و روشى) غير از سنّت من مشروع نخواهد بود.
ج- على (ع) فرمود:
«وَ لَمْ يُخْلِ سُبْحانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِىٍّ مُرْسَلٍ ... رُسُلٌ لا تُقَصِّرُبِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَلا كَثْرَةُ الْمُكَذِّبينَ لَهُمْ ... عَلى ذلِكَ نَسَلَتِالْقُرُونُ وَ مَضَتِ الدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ الْاباءُ وَ خَلَفَتِ