نبوت از ديدگاه قرآن و روايات

نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨

هنگامى كه به پيامبرى برانگيخته شد، دشمنانش طبق تصريح قرآن تهمتهايى به او زدند؛ او را ساحر «١» خواندند، زيرا سخنانش اثر فوق‌العاده روى افراد داشت، متهم به جنون كردند، «٢» زيرا حاضر نبود از روش و آيين محيطش پيروى كند و مردم را به راه ديگرى مى‌خواند امّا هيچگاه تهمتِ خيانت و بى‌عفتى و دروغ و ... به او نزدند و اگر كوچكترين نقطه ضعف اخلاقى داشت به رخش مى‌كشيدند و مى‌گفتند سخنان امروزت با سوابق ديروزت، تناقض دارد؛ اما چنين نبود و نمونه‌هايى در تاريخ وجود دارد كه ديدگاه اهل مكه را نسبت به حضرت منعكس مى‌كند. به عنوان مثال، سيل خانه كعبه را خراب كرد؛ قبايل عرب با همكارى يكديگر ديوارهاى آن را تا محل نصب حجرالاسود بالا آوردند و در قراردادن حجر به جاى خود نزاع شديدى بين آنان درگرفت تا اين كه به پيشنهاد ابى امية بن مغيره حاضر شدند داورى اول كسى را كه از در مسجدالحرام وارد شود بپذيرند كه ناگهان حضرت محمد (ص) وارد شد. وقتى چشمان حاضران به حضرت افتاد، گفتند: اين همان «امين» است. اين محمد است و ما خشنوديم و داورى ايشان مورد رضايت ماست. «٣» «موبر» دانشمند شرق‌شناس در همين زمينه مى‌گويد: «به واسطه شرف اخلاق محمد بود كه عموم اهل مكه به اتفاق او را ملقب به امين كرده بودند.» «٤» روشهاى اخلاقى و بزرگوارانه آن حضرت بعد از بعثت و پيروزى بر دشمنانش نيز ادامه داشت. به عنوان نمونه، بعد از فتح مكه بزرگان قريش گمان كردند كه پيامبر شمشير را از آنان برنخواهد داشت؛ ولى حضرت در كعبه را به دست گرفت و بعد از حمد و اقرار به توحيد و ثناى حق تعالى فرمود: اى گروه قريش، (درباره رفتار من با خودتان) چه گمان مى‌بريد؟ آنان گفتند: گمان خير داريم، تو برادر بخشنده‌اى. حضرت فرمود: به شما مى‌گويم آنچه را كه برادرم يوسف گفت: «امروز ملامت و توبيخى بر شما نيست، خداوند مى‌آمرزد و او مهربانترين مهربانان «٥» است.» «٦»