نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٥
عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى اذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى لَقَدْ رَاى مِنْ اياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى» «١» آن كس كه قدرتى عظيم دارد، او را تعليم داد؛ همان كس كه توانايى فوق العاده دارد. او سلطه يافت، در حالى كه در افق اعلى قرار داشت؛ سپس نزديك و نزديكتر شد، تا آنكه فاصله او (با پيامبر) به اندازه دو كمان يا كمتر بود؛ در اينجا خداوند آنچه را وحى كردنى بود، به بندهاش وحى نمود؛ قلب او در آنچه ديد، هرگز دروغ نگفت؛ آيا با او درباره آنچه ديده مجادله مىكنيد؟ و بار ديگر نيز او را مشاهده كرد نزد سدرة المنتهى كه جنّت المأوى در آنجاست؛ در آن هنگام كه چيزى (نورخيرهكنندهاى) سدرة المنتهى را پوشانده بود و چشم او هرگز منحرف نشد و طغيان ننمود (آنچه ديد واقعيت بود) او پارهاى از آيات و نشانههاى بزرگ پروردگارش را مشاهده كرد.
تقريب استدلال: هر چند اين آيات در آغاز، از نظر معنا قدرى مبهم به نظر مىرسد و در ترجمه و تفسير آن نيز احتمالات گوناگونى ذكر شده است، اما (همان گونه كه بيان خواهد شد) مجموعه اين آيات، ظهور در وقوع معراج دارد.
در اين قسمت به بيان دو تفسير اساسى كه ديگر احتمالات نيز در حقيقت به اين دو امر برمىگردد مىپردازيم. «٢» الف- مفاد اين بيان چنين است كه پيامبر (ص)، در اثر تعليم جبرئيل توانست دوبار خداوند را از طريق قلب و در نهايت وضوح و روشنى رؤيت نمايد.
بايد گفت اين تفسير مبتنى بر آن است كه مرجع ضماير فاعلى در قبل و بعد آيه «فَاوْحى الى عَبْدِهِ اوْحى»، پيامبر (ص) و مرجع ضماير فاعلى در آيه «فَاوْحى الىعَبْدِهِ ما اوْحى»، خداوند باشد.
طبق اين تفسير معناى آيات بطور مختصر چنين خواهد بود:
«آن كس كه قدرتى عظيم دارد (جبرئيل) او را تعليم داد ... در حالى كه پيامبر در افق اعلى قرار داشت آن گاه پيامبر نزديك و نزديكتر به خداوند شد، تا آنكه فاصله او به