نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
«فَفَريقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلُونَ» «١» پس گروهى (از انبيا) را تكذيب و گروهى را مىكشتيد.
برخى از سنتهاى الهى در تدبير جوامع الف- هدايت:
همه انسانهايى كه خلق شدهاند، به وسيله انبيا هدايت شده و مىشوند.
ب- آماد نبوت از ديدگاه قرآن و روايات ١٠٣ معجزه بودن قرآن ص : ١٠٢ ه سازى عوامل پذيرش حق:
خداوند متعال مقارن بعثت انبيا عوامل محيط را براى پذيرش حق فراهم مىكند يعنى مردم را به سختى و گرفتارى مبتلا مىكند تا حالت انعطاف پيدا كنند و از غرور و خودخواهى تنزّل نمايند. پس باران كم مىآيد، ارزاق كم مىشود، زلزله ديگر عواملى كه موجب تذكر انسان مىشود، پديد مىآمد.
«وَ ما ارْسَلْنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَبِىٍّ الّا اخَذْنا اهْلَها بِالْبَأْ ساءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ» «٢» و ما هيچ پيامبرى را به قريهاى نفرستاديم مگر آنكه ساكنانش را به سختى و بيمارى گرفتار كرديم، شايد كه تضرع كنند (و برگردند).
ج- املاء و استداراج:
وقتى كه شرايط پذيرش حق فراهم شد، انسانها بايد راه صحيح را انتخاب كنند و دعوت انبيا را بپذيرند ولى نه هدايت در بعد شناخت و نه شرايط محيطى و روانى، علّت تامه براى انتخاب انسان نيست بلكه مقتضى براى هدايت انسان است؛ پس اگر مردمى در اثر اعمال گذشته خود قساوت قلب پيدا كردند، آن قساوت قلب مانعى بر سر راه آن مقتضى مىشود، همان طورى كه وسوسه شيطان و تزيين او مانع ديگرى مىشود.
اين موانع مردم را در مجراى سنت ديگرى قرار مىدهد؛ يعنى نعمتهاى مادّى برايشان زياد