نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦
٣- بهانهگيرى:
هنگامى كه فرستادگان خدا با زبان حكمت و استدلال سخن مىگفتند و با شيوه جدال احسن به بحث و گفتگو مىپرداختند و مردم را موعظه و نصيحت مىكردند، سردمداران كفر براى دور كردن مردم از آنان مىگفتند: چرا خداوند پيامبران خود را از ميان فرشتگان انتخاب نكرده است؟ چرا ايشان را از مزاياى مالى چشمگير بهرهمند نساخته است؟ «١» چرا فرشتهاى همراه پيامبر نيامده است؟ «٢» و ٤- تطميع و تهديد:
شيوه ديگرى كه در قرآن از بسيارى از امّتها نقل شده اين است كه پيامبران خدا و پيروانشان را تهديد به انواع شكنجه و اخراج از وطن و سنگسار كردن و كشتن مىكردند و از سوى ديگر ابزار تطميع را به كار مىگرفتند.
«وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ ارْضِنا اوْ لَتَعُودُنَّ فى مِلَّتِنا» «٣» كافران به پيامبرانشان مىگفتند: يا شما را از سرزمين خود مىرانيم يا اين كه به كيش ما باز گرديد.
كفار قريش نيز در برخورد با پيامبر اكرم (ص) به اضافه اذيت و آزار، از راه تطميع نيز وارد شدند. به عنوان مثال پيشنهاد قريش به ابوطالب، مبنى بر در اختيار قرار دادن رياست قريشيان به پيامبر در صورت دست برداشتن از دعوت خود، در همين راستا بود.
٥- خشونت و قتل:
سرانجام مخالفان با ديدن صبر و استقامت انبيا و پايمردى پيروان راستينشان و با نوميدى از حربههايى كه به كار مىگرفتند، اقدام به عملى كردن تهديداتشان مىكردند و دست به اعمال خشونتآميز مىزدند.