نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨
درس يازدهم: وحى وحى و معانى آن در لغت هر نوع القاء كلام و علم را بطور سرّى و پنهانى، «وحى» مىگويند. «١» اين لفظ در قرآن مجيد در معانى گوناگون به كار رفته است. شكل استعمال اين كلمه و موارد مختلف استعمال آن نشان مىدهد كه قرآن آن را منحصر به انسان نمىداند و وحى را در همه اشيا و لااقل در موجودات زنده سارى و جارى مىداند. چيزى كه هست درجات وحى و هدايت بر حسب تكامل موجودات متفاوت است. اكنون موارد استعمال وحى را در قرآن بررسى مىكنيم:
١- آشنا ساختن موجودات به وظايف خود به طورى كه هر موجودى به وظيفه تكوينى خود عمل نمايد. مانند:
«فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فى يَوْمَيْنِ وَ اوْحى فى كُلِّ سَماءٍ امْرَها» «٢» خداوند در طى دو روز، هفت آسمان را پديد آورد و امر (وظيفه تكوينى) هر آسمانى را به او وحى كرد.
٢- درك غريزى؛ مانند:
«وَ أَوْحى رَبُّكَ الىَ النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذى مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً ...» «٣» و پروردگار تو به زنبور (عسل) وحى نمود كه از كوهها براى خود لانه گيرد.