نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧١
خلاصه تقيه منافى عصمت نيست چون تقيه اين است كه اگر انسان در ميان جمعيت متعصب پيروان ديگر مذاهب اسلامى قرار گرفت، براى دفع ضرر مهمتر از اظهار صريح عقايد و اعمالش خوددارى كند و اين يك نوع انتخاب اهم در مورد تزاحم اهم و مهم است كه اصلى عقلايى است و همه در اعمال روز مره خود از آن پيروى مىكنند؛ بنابراين تقيه كه همان انتخاب جانب اهم است نه تنها منافى عصمت نيست بلكه نوعى انجام وظيفه است.
حضرت موسى فرد قبطى را عمدى نكشت و اگر خود فرموده كه فرعونيان بر گردن من گناهى دارند، منظورش اين است كه در نظر آنان من گنهكار هستم و در نسبت گناه به پيامبر اسلام هم، مراد گناه حضرت در نظر مشركان مكه است كه به معبودهاى آنان توهى كرده بود و خداوند ضررها و آثارى را كه ممكن بود در صورت عدم پيروزى پيامبر، متوجه حضرت گردد، همه را با فتح مكه از بين برد و از آن تعبير به غفران كرد و مراد جدّى از عتاب پيامبر در بعضى آيات، مدح آن حضرت است همانند عتابى كه در مورد قسم خوردن پيامبر بر عدم استفاده از بعضى حلالها، براى رضايت بعضى همسرانش وارد شد و خداوند در لسان عتاب مىفرمايد: تا چه حدّ تو بايد گذشت و ايثار داشته باشى؟! و همين طور در آيهاى كه پيامبر به عدهاى از افراد كمايمان و منافق اذن داد در جنگ شركت نكنند، مراد جدّى از عتاب در آن آيه، سرزنش آن افراد است.
پرسش ١- چرا تقيه منافى عصمت نيست؟
٢- آيا حضرت موسى (ع) با كشتن قبطى گناه شرعى مرتكب شد؟
٣- چرا نسبت گناه به پيامبر در آيه ١ سوره فتح با مقام عصمت حضرت منافات ندارد؟
٤- مراد از عتاب پيامبر در آيه ١ سوره تحريم و ٤٣ سوره توبه، چيست؟