نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥
زيادنشدن چيزى بر قرآن شيخ طوسى فرموده: «اجماع و اتفاق مسلمانهاست كه قول به وقوع زيادى در قرآن باطل است.» «١» علاوه بر اجماع مسلمانها فرض افزايش را با دليل عقلى نيز مىتوان ابطال كرد؛ به اين بيان: اگر فرض شود كه مطلب تامّى بر قرآن افزوده شده، معنايش اين است كه آوردن مثل قرآن امكان داشته است و چنين فرضى با اعجاز قرآن و عدم توانايى بشر برآوردن مثل آن سازگار نيست و اگر فرض شود كه تنها يك كلمه ياآيه كوتاهى مانند «مُدْهَامَّتانِ» «٢» افزوده شده، لازمهاش اين است كه نظم سخن بهمخورده باشد و از صورت اصلى اعجازآميزش خارج شده و بتوان مثل آن را آورد؛ زيرا نظم اعجازآميز عبارات قرآنى به انتخاب كلمه و حروف نيز بستگى دارد و با دگرگونى آنها از حالت اعجازآميز خارج مىشود.
پس به همان دليلى كه معجزهبودن قرآن ثابت شد، محفوظ بودن آن از اضافات نيز ثابت مىشود و با هميندليل كمشدن كلمات يا جملاتىكه موجب خروج آيات از حالت اعجاز باشد نيز نفىمىگردد و امّا عدم حذف يك سوره كامل يا يك مطلب تام، بگونهاى كه موجب خارجشدن بقيّه آيات از حالت اعجاز نباشد، احتياج به دليل ديگرى دارد.
كمنشدن چيزى از قرآن بعد از آن كه ثابت شد همه قرآن موجود كلام خداست و چيزى بر آن افزوده نشده، مفاد آيات آن به عنوان محكمترين دليل نقلى و تعبدى حجت مىشود و يكى از مطالبى كه از آيات قرآن به دست مىآيد، همين است كه خداوند مصونيت اين كتاب را از هر گونه تحريفى ضمانت كرده است:
«انَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ انَّا لَهُ لَحافِظُونَ» «٣» به يقين ما ذكر (قرآن) را فروفرستاديم و به يقين آن را حفظ خواهيم كرد.