تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٧٢
در قبال اسلام ناب، امامان شيعه، حق طلبان و مردم، همان سياستى را در پيش گرفتند كه بنى اميّه داشتند و بلكه در بعضى جهات، بدتر و ستمگرانهتر از آنان؛ چندانكه بعضى از افرادى كه هر دو دوره را درك كرده بودند، آرزو مىكردند:
يا لَيْتَ جَوْرُ بَنى مَرْوانَ عادَ لَنا وَ انَّ عَدْلَ بَنِى الْعَبَّاسِ فِى النَّارِ «١» اى كاش، ستم مروانيان براى ما بازمىگشت و اى كاش عدالت عباسيان در آتش مىافتاد.
جوّ ناامنى و اختناق، برخورد با مخالفان حكومت با شديدترين وجه، بروز و گسترش عصيانها، مخالفتها و موضعگيريها عليه دستگاه خلافت، در هر دو دولت امويان وعباسيان، به چشم مىخورد.
شورشها و قيامها از جمله ويژگيهاى برجسته اين دوره از تاريخ اسلام كه بيانگر اوضاع سياسى- اجتماعى جامعه اسلامى است، پيدايش و گسترش شورشها و قيامها عليه حكومت مداران است. اين شورشها و قيامها هر چند با انگيزهها و اهداف گوناگون اسلامى و غير اسلامى انجام مىگرفت؛ ليكن شورشگران در مخالفت با دستگاه خلافت و براندازى رژيم ظلم و ستم ستمگران، با يكديگر هم عقيده بودند. ما نخست بر مهمترين شورشها و قيامهايى كه عليه حكمرانان اموى در اين دوره شكل گرفته مرور مىكنيم؛ سپس به قيامها و شورشهاى دوران بنى عباس خواهيم پرداخت.
الف- عليه حكمرانان اموى ١- شورش حارث بن سريج: وى از آزاديخواهان خراسان بود كه به سال ١١٦ هجرى قمرى عليه مروانيان قيام كرد. حارث، جامه سياه پوشيد و مردم را به كتاب خدا و سنّت پيامبر (ص) و بيعت براى «الرّضا من آل محمد» فرا خواند. وى از خراسان به فارياب و از آنجا به بلخ رفت. نصر بن سيّار، امير بلخ با وى به ستيز برخاست، ليكن از او