تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٦
بود. روى اين جهت، وى نه تنها همچون اسماعيل نزد پدر بزرگوارش ارج و احترامى نداشت، بلكه گاهى مورد پند و اندرز و حتّى سرزنش آن حضرت قرار مىگرفت.
ابوعبداللَّه مىگويد:
امام صادق (ع) عبداللَّه را سرزنش و عتاب مىكرد و پند واندرز مىداد و مىفرمود: چرا همچون برادرت نيستى؟ «١» سوگند به خدا، نور هدايت را در سيماى او مىبينم.
عبداللَّه گفت: چرا [من مانند او نيستم؟] مگر پدر و مادر ما يكى نيست؟ فرمود: او پاره تن من است و تو فرزند منى. «٢» عبداللَّه، بر اساس عقايد انحرافى كه داشت پس از رحلت امام صادق (ع) به بهانه آنكه فرزند بزرگ آن حضرت است، مدعى امامت شد و عدّهاى از مردم ناآگاه از او پيروى كردند ولى بيشتر آنان پس از تماس نزديك با وى و مشاهده نادانى و ناتوانى او از پاسخگويى به مسائل مردم از او برگشتند و به امامت برادرش موسى بن جعفر معتقد شدند. «٣» امام صادق (ع) در دوران حيات خود از جريان ادعاى امامت عبداللَّه خبر داده به فرزندش موسى بن جعفر فرمود:
فرزندم! برادرت بر جايگاه من مىنشيند و پس از من ادعاى امامت مىكند؛ پس با او به ستيز برنخيز، زيرا وى نخستين كس از خاندان من است كه به من خواهد پيوست. «٤» و همان گونه شد كه امام (ع) پيش بينى كرده بود عبداللَّه هفتاد روز پس از رحلت پدر بزرگوارش درگذشت و باقى مانده پيروانش، جز تعداد بسيار اندكى، از او برگشتند. «٥»