تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢٢
علل عدم اقدام نظامى امام صادق (ع)
مهمترين علل عدم اقدام نظامى امام (ع) براى به دست گرفتن قدرت عبارت بود از:
١- برخوردار نبودن از حمايتهاى نظامى مردمى هدف اساسى امام صادق (ع) از تشكيل حكومت، اجراى احكام و دستورات الهى و اقامه عدل و قسط در جامعه بود. امام (ع) براى تحقق اين هدف، ناگزير بود با دوجبهه قدرتمند مبارزه كند: جبهه امويان كه نزديك به يك قرن بر جامعه اسلامى سلطه داشتند، و جبهه عباسيان كه پيش از دوران امامت آن حضرت (سال صدم هجرى) تشكيلات پنهانى گستردهاى را براى سرنگونى امويان و به دست گرفتن حكومت، تدارك ديده بودند. اين دو جريان، دو مانع بزرگ و اساسى بودندكه بر سر راه حكومت اسلامى قرار داشتند. «١» پيشواى ششم هرچند دربعد رهبرى، واجد تواناييهاى لازم براى اصلاح جامعه بود؛ ليكن براى پيروزى بر دوجبهه ياد شده وتحقق حكومت اسلامى، علاوه بر رهبرى، وجود پايگاههاى مردمى نيزكه در همه شرايط از رهبرى حمايت وجانبدارى كنندوآماده هر نوع فداكارى باشند، مورد نياز بود.
مردمى كه در دوران امام صادق (ع) مىزيستند وامت اسلامى را تشكيل مىدادند، نزديك به يك قرن و نيم با دوران پيامبر (ص) فاصله داشتند وتمامى آنان- جز تعداد بسيار اندكى- اسلام را جز از زبان سردمداران اموى و فقيهان وكارگزاران جيره خوار آنان نشنيده بودند. اسلامى كه آنان معرفى مىكردند اسلامى بود كه هيچ گونه تضاد و اصطكاكى با منافع مادى و دنيوى آنان و نيز عياشيها و خوشگذرانيهاشان نداشت. بدين جهت بيشتر مردم اين دوران به پيروى از زمامدارانشان غرق در مظاهر فساد، رفاه طلبى و دنيا دوستى بودند، و با حيات طيّب اسلامى فاصله زياد داشتند.
چنين مردمى هرچند از نظر گاه عاطفى به پيامبر (ص) و خاندان او گرايش داشتند و