تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٢٦
داشته باشند، وضعيّت مردم عادى كه كمترين شناخت را نسبت به آن حضرت داشتند، معلوم است چگونه خواهد بود.
٢- عدم صداقت عباسيان موضوع ديگرى كه در اين زمينه قابل بررسى است مسأله نهضت عباسيان و ميزان توافق و همخوانى انگيزهها و عملكرد آنان با شعارهايى است كه مطرح مىكردند و نيز رابطه آنان با امام صادق (ع) است. ممكن است گفته شود: داعيان و مبلغان بنى عباس پس از مبارزاتى طولانى عليه امويان با طرح شعار «الرضا من آل محمد» زمينه را براى حكومت اسلامى به رهبرى امام صادق (ع) فراهم كردند و حتى سران آنان مثل ابومسلم خراسانى و ابوسلمه خلّال براى عينيّت بخشيدن به اين شعار با صراحت و بطور رسمى و كتبى به امام (ع) پيشنهاد بيعت و خلافت دادند، ولى امام (ع) به آنان پاسخ ردّ داد و با پيشنهادشان با تندى برخورد كرد، در حالى كه بهتر بود از اين فرصت استفاده كند و توان و امكانات آنان را در خدمت خود واهداف حكومت اسلامى به كار گيرد. ما نخست، متن درخواست ابومسلم و ابوسلمه از امام صادق (ع) و پاسخ آن حضرت را مىآوريم سپس بااستفاده از بيانات امام (ع) به علت موضعگيرى منفى امام (ع) اشاره مىكنيم.
ابومسلم درنامهاى به امام (ع) نوشت:
«من مردم را به دوستى و پيروى اهل بيت فراخواندهام. چنانچه به خلافت رغبت دارى با تو بيعت مىكنم.» امام (ع) به وى پاسخ داد:
«ما انْتَ مِنْ رِجالى وَلَاالزَّمانُ زَمانى» «١» تو از مردان من نيستى، زمانه نيز زمان من نيست فضل كاتب مىگويد: خدمت امام صادق (ع) بودم كه نامه ابومسلم را آوردند. امام (ع)