تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٢١٢
امام صادق (ع) به سبب حساسيّت و دشوارى و پيچيدگى مباحث اعتقادى، بسيارى از اصحاب و شاگردانش را از بحث و مناظره با مخالفان منع كرده بود. برخى از شاگردان از اين دستور مستثنا بودند كه هشام بن حكم در رأس اين افراد بود. «١» مردى شامى به حضور امام صادق رسيد و تقاضاى مناظره با آن حضرت كرد.
امام (ع) وى را به شاگردانش ارجاع داد و در زمينه مباحث مربوط به امامت، هشام بن حكم را معرفى كرد. هشام، آنچنان ماهرانه و قدرتمندانه با وى به بحث پرداخت كه فرد شامى شيفته سخنان وى شد و به حدّى شگفت زده و متحيّر و مبهوت گشت كه ياراى سخن گفتن و مناظره نداشت. «٢» پيشواى ششم، هشام را با آنكه چهرهاى جوان و كم سنّ و سال بود، بر بسيارى از اصحاب كهنسال و پيش كسوت خويش مقدم مىداشت و دربارهاش مىفرمود: «اين مرد، با دل، زبان و دستش ما را يارى مىكند.» و نيز مىفرمود: «هشام، خواهان و جوينده حقّ ما، پيشگام در سخن ما، تأييد كننده صداقت ما و به خاك مالنده دماغ باطل و دشمنان ماست. هر كس از او پيروى كند و پا جاى پاى او گذارد، از ما پيروى كرده و هر كه با وى به مخالفت برخيزد و منكر او شود، در حقيقت به دشمنى ما برخاسته و منكر ما شده است.» «٣» هشام، در زمينه مسائل اعتقادى مناظرات فراوانى با سران گروههاى فكرى مخالف خطّ امامت، از قبيل: ابن ابى العوجاء، ابو شاكر ديصانى، جاثليق، ابو حنيفه، ابراهيم بن يسار معتزلى، ابو هذيل علّاف و ... داشت «٤» و در همه اين مناظرات، چهره حق را با قوت و قدرت، آشكار، و باطل را رسوا مىساخت.
وى نه تنها با زبانش در همه صحنهها مدافع حريم ولايت و امامت بود، بلكه همانگونه كه استاد ارجمندش امام صادق (ع) بدان اشاره كرد، با دستان و قلمش نيز خدمت بزرگى به مكتب تشيع كرد و كتابهاى ارزشمند فراوانى در علوم مختلف نگاشت كه عناوين برخى از آنها عبارت است از: كتاب علل التحريم، كتاب الفرائض، كتاب