تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٤٢
بىزحمت و بدون دغدغه امكان پذير است و پشتوانه او در گردآورى و ثبت اين گونه رخدادها، جذبههاى مادّى و انگيزههاى سياسى و اعتقادى است؛ در حالى كه براى ثبت جريانهاى مربوط به طبقه محكوم- در صورت داشتن انگيزه- لازم است با تلاش زياد از اينجا و آنجا و با بيم فراوان، خبرى به دست آورد و در كتاب خود ثبت كند.
علاوه بر مطالب ياد شده اين مطلب نيز در خور تأملّ است كه همه تاريخهاى معروف و معتبرى كه مدارك و مآخذ بيشتر تحقيقات و گزارشهاى بعدى به شمار مىآيد و تا چهارصد سال بعد از دوران امامت امام صادق (ع) نوشته شده است، داراى صبغه عباسى است؛ چه آنكه حكومت عبّاسيان تا نيمه قرن ششم هجرى (٦٥٦ ه. ق) ادامه داشت و همه تاريخهاى معروف مثل تاريخ يعقوبى (م. ٢٨٤)، تاريخ طبرى (م. ٣١٠)، مروج الذهب مسعودى (م. ٣٤٦) و ... در دوران حكومت و سلطنت اين خاندان و متأثر از نفوذ سياسى آنان نوشته شده است.
در چنين شرايطى از يك مورّخ دوران عبّاسى هرگز انتظار نمىرود كه بخواهد يا بتواند اطلاعات درست و دقيقى از زندگى امام صادق (ع) را تحصيل كرده در كتاب خود ثبت نمايد.
با عنايت به آنچه گفته شد، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه بخش عمدهاى از زندگى و تلاشهاى سياسى و فرهنگى امام صادق (ع) در صفحات تاريخ منعكس نشده و بسيارى از آنچه منعكس شده با واقعيت فاصله زيادى دارد.
تنها راهى كه مىتواند ما را به سير كلّى زندگى امام صادق (ع) و فعّاليتهاى اساسى آن حضرت رهنمون سازد، آن است كه نمودارهاى مهمّ و برجسته زندگى آن گرامى را در لابه لاى اين ابهامها يافته، به كمك آنچه از اصول كلّى تفكر و اخلاق آن حضرت مىشناسيم، خطوط اصلى زندگينامه امام را با آن ترسيم كنيم؛ آنگاه براى تعيين خصوصيات و دقايق، در انتظار قرائن و دلائل پراكنده تاريخى و نيز قرائنى بجز تاريخ بمانيم.
اينك- با توجه به آنچه بيان شد- ضمن چند درس به تبيين نمودارهاى مهمّ و برجسته در زندگى علمى، سياسى، فرهنگى و تربيتى امام صادق (ع) مىپردازيم.
الف- تبيين و تبليغ مسأله امامت