تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٩٣
هدر، و هر عهدى كه بستهام زير پاى من است. «١» بنابراين، حكمرانى و سلطه بر مردم، هدف اصلى امويان را تشكيل مىداد و ديگر اقدامات و فعّاليتهاى آنان از خدماتى و عمرانى گرفته تا فرهنگى و مذهبى، همه در همين راستا و براى دستيابى به اين هدف و حفظ و تداوم آن صورت مىگرفت. مورخان نوشتهاند:
عبدالملك مروان، پيش از خلافت، يكى از فقهاى مدينه بود و به خاطر انس فراوانش با قرآن و مسجد، كبوتر مسجد لقب گرفته بود. چون پدرش درگذشت و بشارت خلافت به وى داده شد، قرآن را بست و به كنارى گذاشت و خطاب به آن گفت: لحظه جدايى بين من و تو فرا رسيده است. «٢» اصل بودن سلطه و عقيم بودن حكومت در بينش خلفاى اموى، آنان را بر آن مىداشت كه با تمام توان و همه امكانات در برابر كسانى كه در ضدّيّت با حكومت آنان قرار داشته براى سرنگونى آن مىكوشيدند، بايستند. برخورد تند و خصمانه آنان با امامان، علويان و حقجويان و آزاديخواهان در اين راستا صورت مىگرفت.
ب- خط مشى تفصيلى خط مشى تفصيلى هر يك از خلفاى معاصر نخستين بخش از دوران امامت امام صادق (ع) در برخورد با جريانات و مسائل سياسى، متناسب با اوضاع و احوال جامعه و ميزان دون فطرتى خليفه و جدايى او از اسلام و تربيتهاى اسلامى، در چارچوب اهداف و خط مشيهاى كلّى دستگاه خلافت، اتّخاذ و اجرا مىشد. در ذيل به مواردى از اين خطمشيها كه در ارتباط با موضوع اصلى بحث ماست اشاره مىكنيم.
١- هشام بن عبدالملك در بخش تاريخ زندگى امام باقر (ع) به پارهاى از خصوصيات فردى و سياستهاى