تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٨٢
با شهادت زيد بن على در سالهاى پايانى حكومت هشام و شهادت فرزندش يحيى، همزمان با مرگ اين خليفه ديكتاتور و خونآشام اموى، حكومت مروانيان نيز در سراشيبى سقوط قرار گرفت؛ چرا كه موج مخالفت و اعتراض عليه دستگاه خلافت از گوشه و كنار برخاست و نقاط مختلفى از كشور اسلامى دستخوش تشنج و درگيريهاى قومى شد. شيعيان و علويان و گروهى از مبلغان و داعيان بنى عباس كه در مناطق شرقى كشور اسلامى پراكنده شده بودند، تحركاتى را آغاز كردند و به عنوان اعتراض به قتل زيد و فرزندش يحيى و ابراز سوگوارى و همدردى با آنان لباس سياه پوشيدند و اين روش را چند سال ادامه دادند. «١» مردم ستمديده و ناراضى فلسطين نيز بر كارگزار حكومت اموى خشم گرفته او را از ديار خود طرد كرده و فرد ديگرى را از ميان خود براى زمامدارى برگزيدند. عمّان، دمشق، حمص، يمامه، خراسان، عراق و بسيارى از نقاط ديگر در آتش فتنه و كشمكشهاى قومى و حكومتى مىسوخت. «٢» اختلاف و كشمكشهاى درون دستگاه خلافت بر سر قدرت، نابسامانى اوضاع كشور را تشديد مىكرد و ضعف و پريشانى و در نهايت، سقوط حكومت امويان را نويد مىداد.
تا آنكه سرانجام، حكومت سراسر ننگ و جنايت امويان با به هلاكت رسيدن «مروان بن محمد» معروف به «مروان حمار» در سال ١٣٢ هجرى قمرى به پايان خود رسيد. «٣» ارزيابى عوامل سقوط حكومت امويان گسترش موج مخالفتهاى مردمى عليه حكومت امويان و سقوط آن، معلول عوامل مختلفى بود كه در منابع تاريخى به صورت پراكنده ذكر شده است. در ذيل به مهمترين اين عوامل اشاره مىكنيم.