تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٦٣
نزديك، تلاشها و كوششهاى اساسى و بنيادى پدرش را در راه تثبيت اصول و مبانى اعتقادى امامت و نشر و گسترش معارف ناب اسلام محمّدى در جامعه اسلامى مىديد.
و نيز مىديد مردم- كه تا كنون، اسلام و معارف آن را جز از زبان زمامداران خود كامه بنى سفيان و بنىمروان مزدوران سر سپرده آنان نشنيده و در نتيجه با اسلام اصيل فرسنگها فاصله گرفته بودند- تا چه اندازه تشنه حقايق و معارف انسان ساز اسلام هستند، و دانش پژوهان و حق جويان به محض احساس امنيّت و مصونيّت نسبى از سوى دستگاه خلافت، چگونه و با چه شور و علاقهاى به بيت امامت روى مىآورند و از سفره دانش خدادادى نبوى تغذيه و از چشمه زلال كوثر علوى سيراب مىشوند.
در مكّه و شام همراهى امام صادق (ع) با پدر گرامىاش، به مدينه و محافل و مجالس علمى و تربيتى آن حضرت در مسجد پيامبر (ص) محدود نمىشد؛ بلكه در خارج مدينه و به هنگام سفر نيز پدر ارجمندش را همراهى مىكرد.
در يكى از سالها هشام بن عبدالملك مروان حج گزارد. اتفاقاً امام باقر و فرزندش امام صادق عليهماالسّلام نيز به حج مشرف شده بودند. امام صادق (ع) از فرصت اجتماع عظيم حاجيان در كنار خانه خدا استفاده كرد و در جمع انبوه حجاج سخنرانى مفصّل و تندى عليه دستگاه خلافت اموى ايراد نمود، و ضمن آن به اساسىترين مسأله جامعه اسلامى يعنى امامت و رهبرى امت اشاره فرمود. در بخشى از سخنان امام (ع) آمده است:
«الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى بَعَثَ بِالْحَقِّ مُحَمَّداً نَبِيًّا وَ اكْرَمَنا بِه، فَنَحْنُ صَفْوَةُ اللَّهِ عَلى خَلْقِه وَ خِيَرَتُهُ مِنْ عِبادِه؛ فَالسَّعيدُ مَنِ اتَّبَعَنا، وَ الشَّقِىُّ مَنْ خالَفَنا وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ انَّهُ يَتَوَلَّانا وَ هُوَ يَتَوَلَّى اعْداءَنا وَ مَنْ يَليهِمْ مِنْ جُلَسائِهِمْ وَ اصْحابِهِمْ فَهُوَ لَمْ يَسْمَعْ كَلامَ رَبّنا وَ لَمْ يَعْمَلْ بِه.» ستايش مخصوص خداوندى است كه بحقّ، محمّد (ص) را به عنوان پيامبر برانگيخت و ما را بدان كرامت بخشيد. بنابراين ما بندگان ناب، خالص و ممتاز و برگزيدگان الهى از ميان خلقش مىباشيم.