تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٩٩
قيس بن ماصِر. «١» اين افراد به قدرى در اين رشته تخصص داشتند كه حتّى خود امام صادق (ع) از آنان به عنوان «متكلم» ياد مىكرد، و اين مسأله بيانگر اين است كه پيشواى ششم (ع) نه تنها خود به بحث و تجزيه و تحليل مسائل كلامى مىپرداخت، بلكه گروهى را نيز در مكتب تربيتى خود براى اين منظور تربيت مىكرد.
هشام بن حكم همه برجستگىاش در علم كلام بود، نه در فقه يا حديث يا تفسير.
امام صادق (ع) او را كه در آن وقت جوانى نو خط بود، از ساير اصحابش بيشتر گرامى مىداشت و او را بالا دست ديگران مىنشاند. همگان در تفسير اين عمل امام (ع) اتفاق نظر دارند كه اين تجليلها فقط به علّت متكلم بودن هشام بوده است.
امام صادق (ع) با مقدم داشتن هشام متكلّم بر ارباب فقه و حديث، در حقيقت مىخواسته است ارزش بحثهاى اعتقادى را بالا ببرد و كلام را بالا دست فقه و حديث بنشاند.
بديهى است كه اين گونه رفتارهاى ائمّه اطهار تأثير بسزايى داشته در ترويج علم كلام و در اينكه عقل شيعى از ابتدا عقل كلامى و فلسفى گردد. «٢» سخنان ارزشمند، مباحثات و مناظرات امام صادق (ع) و ياران دانشمند و متكلم آن حضرت با سران گروههاى مختلف فكرى و اعتقادى كه در كتابهاى بزرگان شيعه مثل:
اصول كافى، توحيد صدوق، بحارالانوار، احتجاج طبرسى و ... ثبت شده بيانگر اهميت و جايگاه ويژه اين بعد از فعّاليتهاى فرهنگى امام صادق (ع) و نقش ارزشمند آن در پاسدارى از اصول و مبانى اعتقادى تشيّع است.
در اين ميان، رساله توحيد مفضّل، حاوى مطالب سودمندى پيرامون هستى شناسى، وحدانيّت خداى متعال، علم، قدرت و حكمت او و نيز شگفتيهاى آفرينش انسان، حيوانات، طبيعت و ... است كه امام صادق (ع) ضمن چهار جلسه براى مفضّل بن عمر