تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٧٢
در چنين مواردى لازم بود ميان امام و شيعيان كسى واسطه باشد. اين واسطه «باب» بود. «باب» به طور معمول از زبدهترين و نزديكترين و نيز پربارترين ياران امام از نظر اخبار و اطلاعات بود. و به تعبير روشنتر، «زنبور عسلِ» نگهبانى بود كه اگر حشرات موذى مىدانستند در اندرون كندوى او چيست، قطعه قطعهاش مىكردند و شهدش را مىربودند.
بر اين اساس است كه مىبينيم «باب» هاى امامان غالباً مورد تعقيب حكومت قرار مىگرفتند. «يحيى بن ام طويل» با آن وضع فجيع كشته مىشود «١»؛ «جابر بن يزيد جعفى» تظاهر به جنون مىكند و بدين وسيله از كشته شدن كه دستور آن از طرف هشام، چند روز پيش از ديوانگىاش به فرماندار مدينه رسيده بود، نجات مىيابد. «٢» موقعيّت «وكيل» نيز چنين است. «وكيل» به عنوان حافظ و مباشر جمعآورى و تقسيم اموالى كه در اختيار امام است، از اسرار زيادى آگاه بود كه كمترين آنها نام مؤديان و گيرندگان آن اموال بود و اين براى دشمنان، طعمه كوچكى نبود. سرنوشت عبرت انگيز «معلى بن خنيس» وكيل امام صادق (ع) در مدينه و اظهارات تقيّه آميز امام درباره «مفضّل بن عمر»، وكيل آن حضرت در كوفه، «٣» نمونه روشنى بر اين ادّعاست.
اين سه عنوان (باب، وكيل، صاحب سر) كه مصداق هر يك را در چهرههاى مشخص و مبرزى از رجال شيعه مىتوان يافت، دورنمايى از واقعيّت شيعه و روابط آن با امام و در مجموع، چگونگى تكاپوى تشكيلاتى شيعيان را به دست مىدهد.
رهبرى اين جمع متشكل و هماهنگ در دوران امامت امام صادق (ع) بر عهده آن حضرت بود. شيعيان بر گرد آن محور عظيم الشأن و الهام بخش مىچرخيدند، از او فرمان مىگرفتند، براى او خبر و گزارش مىآوردند و خلاصه قيام و قعود و سكوت و