تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٣٧
«انَّ التَّقِيَّةَ دينى و دينُ آبائى وَلا دينَ لِمَنْ لا تَقِيَّةَ لَهُ ... انَّ الْمُذيعَ لِامْرِنا كَالْجاحِدِبِهِ» «١» تقيّه آيين من و پدران من است و آن كس كه تقيّه ندارد، دين ندارد ... كسى كه امر (حكومت و رهبرى) ما را فاش كند همانند كسى است كه منكر آن است.
٢- خطاب به ياران خاص:
«لا تُذيعُوا امْرَنا وَلا تُحدِّثُوا بِه الَّا اهْلَهُ، فَانَّ الْمُذيعَ عَلَيْناسِرَّنا اشَدُّ عَلَيْنا مَؤُنَةً مِنْ عَدُوِّنا» «٢» امر ما را فاش نكنيد و آن را جز با اهلش در ميان نگذاريد؛ زيرا فاش كننده راز ما دردسر و گرفتارىاش براى ما بيشتر از دشمن ماست.
٣- خطاب به مدرك بن هزهاز:
«يا مُدْرِكْ! انَّ امْرَ نالَيْسَ بِقَبُولِه فَقَط وَلكِنْ بِصِيانَتِه وَ كِتمانِه عَنْ غَيْرِ اهْلِه» «٣» اى مدرك! امر (حكومت) ما تنها به پذيرش آن نيست، بلكه شرط اساسى آن نگهدارى و پوشيده داشتن آن از نااهلان است.
جمله «امرنا» در اين روايات، باتوجه به صدور آنها در جوّ لزوم تقيّه- تعبير كنايه آميزى از آشكار شدن حق و پيروزى آن بر باطل در قالب حكومت اسلامى به رهبرى يكى از امامان عليهم السلام است. مؤيّد اين مطلب، گفتگوى زراره با امام صادق (ع) است:
يكى از شيعيان، مال زيادى به مخالفان بدهكار بود و چونتوان پرداخت آن را نداشت، مخفى شده بود. زراره خدمت امام صادق (ع) رسيد و عرض كرد: مردى ازياران ما به سبب بدهيى كه (به مخالفان) دارد پنهان گشته است. اگر (اين امر) نزديك است، شخص مديون صبر كند تا با «قائم» خروج كند و اگر درآن تأخيرى هست، با طلبكار از در مصالحه درآيد؟ امام (ع) فرمود: خواهد شد. زراره پرسيد: تا يك سال خواهد شد؟
فرمود: ان شاءالله خواهد شد. زراره دوباره پرسيد: تا دو سال؟ فرمود: ان شاءالله خواهد شد.