تاريخ زندگانى امام صادق(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ١٠٧
داشت. «١» براى پى بردن به ماهيّت منصور و شناخت سياستهاى ضدّ اسلامى و ضد مردمى وى كافى است عملكرد او را در برابر مردم و علويان مرور كنيم.
رفتار منصور با مردم مردمى كه در دوران حكومت فشار واختناق امويان در نهايت سختى و گرفتارى زندگى مىكردند و براى سرنگونى آن رنجهاى فراوان كشيدند، اميدوار بودند با روى كار آمدن عباسيان، وضع بهترى پيدا كرده به رفاه و آسايش دست يابند، ولى اين، پندار و خوابى بيش نبود. دكتر احمد محمود صبحى مىنويسد:
آن نمونه اعلاى عدالت و مساواتى كه مردم از عباسيان انتظار داشتند، به خيالى باطل و پوچ تبديل شد. درنده خويى منصور و رشيد و حرص وآزمندى آنان و ستمشان بر فرزندان على بن عيسى و بازيچه قرار دادن بيت المال مسلمانان، ما را به ياد حجّاج، هشام و يوسف بن عمر ثقفى مىاندازد. وپس از آنكه سفّاح و منصور به صورتى كه پيش از آن ديده نشده بود، به افراط و زياده روى درخونريزى دست يازيدند، تباهى دامنگير همه افراد ملّت شد. «٢» مورخان، استوارى پايههاى حكومت منصور را مرهون كشتارهاى فراوان وى دانسته و نوشتهاند: «منصور افراد زيادى را كشت تا حكومتش استقرار يافت.» «٣» وى براى كشتن مردم روشهاى مختلفى در پيش مىگرفت. نوشتهاند او پزشكى مسيحى را به كار گرفته بود و به كمك او افرادى را كه نمىتوانست آشكارا بكشد، از طريق سم، تحت پوشش دارو آنان را به قتل مىرسانيد. برادر زاده خود، محمدبن سفّاح را با اين حيله كشت. «٤»