تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦
(يعقوب) گفت: شكايت غم و اندوه خود را فقط به خدا مىكنم و از خدا چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد.
غم دورى دوّمين فرزند وقتى حضرت يوسف عليهالسلام، خزانه دارى مصر را به عهده گرفت، برادرانش براى تهيه آذوقه به مصر آمدند. يوسف به آنها آذوقه داد و شرط كرد كه اگر دفعه ديگر برادر خود «بنيامين» را به همراه نياورند، آذوقه به آنها نخواهد داد.
برادران بار دوم بنيامين را با خود آوردند و يوسف (ع) با اجراى يك نقشه ظاهرى او را به جرم دزدى توقيف كرد و نزد خود نگه داشت. برادران به كنعان آمده، جريان را به اطلاع پدر رساندند. در اينجا حزن و اندوه يعقوب شدت گرفت و شكوه به درگاه خدا برد.
شكوه پيش مخلوق بردن خطاست يعقوب به عنوان يك پيامبر و مربى مىفرمايد: من شكوه غم و اندوه خود را فقط به پيشگاه خدا مىبرم و به هيچ كس شكوه نمىكنم، چون تنها خداست كه مىتواند گرفتاريها را برطرف و نيازها را برآورده سازد و ديگران داراى هيچ قدرتى نيستند مگر به اراده خدا.
پس شكايت بردن پيش مخلوقِ نيازمند، صحيح نيست واز طرف ديگر شكوه بردن پيش خلق- يعنى شكايت خدا به مخلوق كردن- با مقام صبر جميل و رضا منافات دارد.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايد:
هر كس درد دل خود را به ديگران گفت، صبر نكرده است. «١» علاوه بر اين، انسان فقط چند مرتبه مىتواند از درد خود، در نزد افراد بنالد و اگر شكوه را تكرار كند، مخلوق خسته شده و او را از خود مىراند، در حالى كه خداوند