تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦
ه) بر پا دارندگان نماز: چه چيز مهمتر از اين است كه انسان هر صبح و شام، پيوند خود را با خدا تجديد كند، با او به راز و نياز بپردازد و به ياد عظمت او و مسئوليتهاى خويش بيفتد و در پرتو نماز، غبار و زنگار گناه را از دل و جان بشويد. آرى نماز چنين آثار و بركاتى دارد.
و) انفاق در آشكار و نهان: مقصود از انفاق در جمله «وَ انْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرّاً وَ عَلانِيَهً» مطلق انفاق، اعم از واجب و غير واجب است، زيرا اين آيه شريفه در مكّه نازل شده و در آن هنگام هنوز آيات مربوط به زكات واجب نازل نشده بود. از قيد «سِرّاً وَ عَلانِيَةً» مىفهميم كه حق را بايد ادا كنيم؛ حال اگر احتمال مىدهيم كه علنى كردن انفاق، آفاتى از قبيل ريا، اهانت و آزار مستمند را به دنبال دارد، بصورت پنهانى انفاق كنيم و آنجا كه آشكارنمودن انفاق، مايه تشويق ديگران است، آشكارا انفاق كنيم.
ز) دفع گناه به وسيله كار نيك: هشتمين ويژگى صاحبان خرد «دفع سيئات به وسيله حسنات است» و معناى جمله «وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ» چنين است كه وقتى خردمندان ناخواسته به گناهى آلوده مىشوند، كار نيكى مىكنند كه نيكىاش از بدى آن گناه بيشتر و يا معادل آن است و آثار بد آن را جبران مىكند، حال چه اينكه اين گناه را به وسيله كار نيك جبران نمايند و يا به وسيله توبه، لكّه آن را بشويند. قرآن در اين باره مىفرمايد:
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ «١» حسنات، گناهان را از بين مىبرد.
در روايت آمده است: «كسى كه توبه كند مانند كسى است كه گناه نكرده باشد». و همچنين اين فراز از آيه، شامل كسانى كه مورد گناه قرار گيرند نيز مىشود. بطور مثال اگر كسى مورد ظلم قرار گيرد، ولى كسى را كه به او ظلم كرده است، عفو كند يا كسى كه مورد بى مهرى قرار گرفته، از مقابله به مثل صرف نظر كند و با حسن خلق و گشاده رويى برخورد كند، همه اينها مشمول «دفع سيئه به حسنه» قرار مىگيرد. «٢»