تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
درس سوم منافقان و جنگ شركت منافقان در جنگ براى تصاحب غنايم لَوْ كانَ عَرَضاً قَريباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَةُ (توبه، ٤٢)
(اما گروهى از آنها چنانند كه) اگر غنايمى نزديك (و در دسترس) و سفرى سهل و آسان باشد، (به طمع دنيا) از تو پيروى مىكنند، ولى (اكنون براى ميدان تبوك) راه براى آنها، دور آمد، (و پر مشقت جلوه كرد و از تو سرباز زدند).
مهمترين عاملى كه به انسان نيرو مىبخشد و او را در برابر مشكلات و دشواريها پابر جا نگه مىدارد و دنيا را در نظرش كوچك جلوه مىدهد، اعتقاد او نسبت به مبدأ و معاد و جهان غيب است، ولى از آنجا كه منافقان، فاقد چنين اعتقادى هستند، دنيا در نظرشان بسيار بزرگ و جذّاب است؛ بطورى كه تمام ارزشهاى انسانى را به خاطر منافع شخصى و ادامه زندگى حيوانى، زير پاگذاشته و تنها به فكر سودجويى و راحت طلبى و تن پرورى مىباشند. به عبارت ديگر، منافقان دنبال سود بى درد سرو آسودهاند.
منافقان و همه شيفتگان دنيا، هم به خود و زندگى دنيا علاقه فراوان دارند، هم به سود و ثروت، يعنى هم مىخواهند باقى بمانند و هم در رفاه باشند.
حال، اگر جمع بين اين دو برايشان ممكن باشد كه چه بهتر و چنانچه سود جويى، خطرات و مشكلاتى را در پى داشته باشد، براى دور ماندن از خطر، از سود صرف نظر مىكنند. آيه فوق، همين مطلب را مورد اشاره قرار داده، مىفرمايد: ولى (اكنون كه براى ميدان تبوك) راه براى آنها دور و پر مشقت است (سر، باز مىزنند).