تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢
درس نهم ماجراى حضرت هود (ع)
وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ ياقَوْمِاعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ الهٍ غَيْرُهُ إِنْ انْتُمْ إِلَّامُفْتَرُونَ (هود، ٥٠- ٥٨)
و به سوى عاد، برادرشان هود را فرستاديم، (به آنها) گفت: اى قوم من، خدا را پرستش كنيد كه جز او معبودى براى شما نيست، شما به خدا افترا مىبنديد. قوم من، من از شما اجر و مزدى براى ابلاغ رسالت نمىطلبم، اجر و مزد من بر كسى است كه مرا آفريده، آيا نمى انديشيد؟ اى قوم من! از پروردگارتان آمرزش طلب كنيد سپس به سوى او باز گرديد تا (باران) آسمان را پى در پى بر شما بفرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد، و به نابكارى و عصيان، روى (ازحق) برنتابيد. گفتند: اى هود! تو دليلى براى ما نياوردهاى، ما با حرف تو خدايان خود را ترك نمى گوييم و به تو ايمان نداريم. ما فقط- درباره تو- مى گوييم تو به نفرين بعضى از خدايان ما دچار بيمارى روانى شدهاى. (هود) گفت: من خدا را به شهادت مىطلبم شما نيز گواه باشيد كه من از آنچه شريك- خدا- قرار مىدهيد بيزارم. شما با همه خدايانتان يكسره حيله كنيد و مرا مهلت ندهيد، چرا كه من بر اللّه كه پروردگار من و شماست توكّل كردهام، هيچ جنبندهاى نيست مگر اينكه خدا بر وى تسلّط دارد، پروردگار من بر صراط مستقيم است اگر روى گردانديد اين را بدانيد كه من پيام رسالت را به شما ابلاغ كردم، و خداوند گروه ديگرى را جانشين شما مىكند و شما كمترين ضررى به او نمىرسانيد. پروردگار من حافظ و نگهبان هر چيز است. و چون فرمان ما از راه سررسيد، هود را با رحمت و مهربانى به همراهى ساير مؤمنان، نجات بخشيديم و از عذاب سخت و دشوارى كه دامن آن قوم را فراگرفت، نجات داديم.