تعاليم قرآن (ج6)

تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩

درس دهم‌ اهميت داستان حضرت يوسف (ع)
لَقَدْ كانَ فى‌ يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلينَ (يوسف، ٧)
براستى كه در سرگذشت يوسف و برادرانش، عبرتها و نشانه‌هايى براى پرستش كنندگان است.
اهميت اين داستان از آن جهت است كه نشانه‌هاى توحيد و ولايت و سرپرستى خداوند در سراسر آن بوضوح آشكار است. خداوند در اين سوره، بيان مى‌كند كه چگونه يوسف را كه بنده و دوستدار او بود از ذلّت بردگى به عزت پادشاهى مى‌رساند و با همان اسباب خوارى، او را عزيز مى‌گرداند و نقشه هاى ديگران را خنثى مى‌سازد.
برادران يوسف نسبت به وى حسد ورزيده، او را در قعر چاهى مى‌افكنند و سپس به عنوان برده‌اى او را به كاروانيان مى‌فروشند «١» و برحسب ظاهر او را به سوى هلاكت سوق مى‌دهند، ولى خداوند، نتيجه‌اى بر خلاف اين ظاهر مقرر كرد و او را به وسيله همين اسباب، زنده نگه داشت. آنها كوشيدند تا ذليلش كنند و او را از دامان عزت به ذلت بردگى بكشانند ولى خداوند با همين اسباب او را عزيز كرد. آنها خواستند زمينش بزنند، خداوند با همان اسباب بلندش كرد. وقتى به كاخ عزيز رفت، ملكه خواهان كام خواهى از او شد و او را نزد عزيز، متهم ساخت و چيزى نگذشت كه خودش نزد زنان اعيان و اشراف به پاكى‌