تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨
پس وجوب جهاد اختصاص به امّت اسلامى نداشته، بلكه در هر زمانى و در همه اديان واجب بوده و هست.
لزوم فراگيرى معارف دين براى تبليغ وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كافَّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِى الدّينِ وَ لِيُنْذِروُا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَروُنَ (توبه، ١٢٢)
براى مؤمنان (ساير شهرستانها غير از مدينه) جايز نيست كه همگى (به سوى ميدان جهاد) كوچ كنند؛ چرا از هر شهرى يك عده (به سوى مدينه) كوچ نمىكنند تا در دين فهم و بصيرت يابند و به هنگام بازگشت، قوم خويش را (با بيان احكام و معارف دين) انذار كنند شايد كه آن قوم بترسند (و از مخالفت خدا حذر كنند.) «١» خداوند عالم، قدرت تشخيص حق از باطل را به انسان ارزانى داشته است. از اين رو هر كس مىتواند با نيروى عقل، در محدوده كليّات، حق را از باطل جدا سازد، ولى در مورد جزئيات بايد معيار تشخيص حق از باطل را در معارف دين جستجو كرد، زيرا عقل ما قدرت چنين كارى را ندارد. به عنوان مثال، عقل حكم مىكند كه ظلم ممنوع است اما در همه موارد نمىتواند مصداق ظلم را تشخيص دهد و ناگزير بايد از احكام و معارف اسلامى كمك بگيرد.
اينجاست كه لازم است عدهاى از مردم، دامن همّت به كمر زده، معارف دين را فرا گيرند و در مرحله بعد قشرهاى مختلف جامعه را با آن آشنا نمايند تا عملى بر خلاف دستورهاى الهى انجام نگيرد ومعارف دين، معيار تشخيص حق وباطل و نيك وبد باشد نه سليقه و ميل افراد. البته هم در زمان پيامبر (ص) و هم امروز، براى همه افراد مقدور نبوده و نيست كه از شهر و ديار خود كوچ كنند و به حضور رهبران دينى بشتابند و احكام و معارف دين را از آنها كسب كنند، پس بايد از هر شهر وديار، تعدادى به سوى مراكز