تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
اگر خدا بخواهد، تمام كسانى كه روى زمين هستند، ايمان مىآورند. آيا تو مردم را در فشار مىگذارى كه ايمان بياورند؟
انسان، موجودى است كه مختار و آزاد آفريده شده است و خداوند، راه خير و سعادت و شقاوت و ضلالت را براى او مشخص نموده و او را به پيمودن راه سعادت و اجتناب از گمراهى فرا خوانده است. اينك او يا از حكم عقل پيروى مىكند و راه خداپرستى و سعادت را انتخاب مىكند، يا از نفس پيروى كرده و راه گمراهى و شقاوت را انتخاب مىنمايد. به علت همين آزادى در انتخاب است كه هميشه در جامعه تعدادى مؤمنند و تعدادى كافر. در اينجا خداوند خطاب به پيامبرش مى فرمايد كه اگر ما مىخواستيم و اراده مىكرديم، همه مؤمن مىشدند و هيچ كس را قدرت سرپيچى از اراده و خواست ما نبود ولى ما چنين نخواستهايم كه آنها به اجبار، مؤمن باشند و ايمان اجبارى، مطلوب ما نيست. ما مى خواهيم آنها آزادانه و با خواست خود ايمان بياورند و راه حق را پيروى كنند.
تهمت ناروا يكى از تهمتهاى نارواى دشمنان اسلام، اين است كه اسلام، دين شمشيراست و به زور شمشير، بر مردم تحميل شده است. اين آيه شريفه، بطلان چنين ادعايى را بصراحت بيان مى كند كه غير خداوند نمىتواند كسى را به ايمان آوردن وادار كند، چون ايمان، امرى قلبى است و اجبار فقط مىتواند ظاهر ساز باشد. شايد بتوان با زور، افراد را وادار كرد كه در ظاهر به اسلام اقرار كنند، امّا نمىتوان آنها را وادار كرد كه به اسلام ايمان و اعتقاد داشته باشند. تنها خداست كه چنين قدرتى دارد و اگر اراده كند، تمام انسانها ايمان مىآورند، چون او مقلّب القلوب و صاحب اختيار قلبهاست و خداوند نيز چنين چيزى را اراده نكرده است. پس ممكن نيست دينى را به وسيله شمشير بر مردم، تحميل كرد و پيامبر هم چنين وظيفهاى ندارد و نمىتواند آنها را به اجبار، مؤمن سازد.