تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨
و احترام و پذيرايى نسبت به يوسف دارد و اين سوابق معمولًا كافى است كه وى را در برابر خواهشش خاضع كند.
از سوى ديگر وقتى چنين ماهپارهاى خودش پيشنهاد كند، بلكه متعرض شود، خويشتندارى دشوارتر است. او مدتهاست متعرض يوسف شده و نهايت درجه قدرت خود را در ربودن دل وى به كار برده، صدها رقم عشوه كرده، اصرار ورزيده، التماس كرده و با اين همه كشش، صبر كردن از طاقت بشر بيرون است. از سوى ديگر از ناحيه عزيز هم هيچ مانعى متصور نبود، زيرا عزيز هيچ گاه از دستورات همسرش سر بر نتابيده و برخلاف سليقه و رأى او كارى نكرده و اصلًا يوسف را به او اختصاص داده و او را به تربيتش گماشته و اينك هر دو در يك قصر زيبا بسر مىبرند كه خود يك انگيزه قوى است كه ساكنانش را بر عيش و شهوت وادارد.
در اين قصر اطاقهاى تو در تو قرار دارد و داستان تعرض همسر عزيز در اطاقى اتفاق افتاده كه تا فضاى آزاد درهاى متعددى حايل است كه همه با طرح قبلى، محكم بسته شده و پردهها از هر سو افتاده، حتى كوچك ترين روزنه هم به بيرون نمانده و ديگر هيچ احتمال خطرى در ميان نيست. از سوى ديگر دست ردّ به سينه چنين بانويى زدن نيز خالى از اشكال نيست. چون او جاى عذر باقى نگذاشته، آنچه وسائل پرده پوشى تصور شود به كار برده است. علاوه بر اينها مخالطه يوسف با او براى يك برا نيست بلكه مخالطه امروزش كليد يك زندگى گواراى طولانى است. او مىتوانست با برقرارى رابطه و معاشقه با همسر عزيز به بسيارى از آرزوها برسد. علاوه بر همه پردهپوشيها، به فرضى كه گوشهاى از ماجرا از پرده بيرون مىافتاده، براى عزيز تفسير و تأويل آن آسان بود، همچنانكه بعد از فاش شدن مراوده همسرش، آن را توجيه كرد و آب از آب هم تكان نخورد. بنابراين هيچ مانعى جلوگير نفس يوسف نبود مگر بينش توحيدى او يا به تعبير ديگر، محبت الهى كه قلب او را پر كرده و جايى خالى براى غير خدا باقى نگذاشته بود. «١» قصد گناه هم، هرگز در آيه مورد بحث مىفرمايد: اگر يوسف هم برهان رب را نمىديد، قصد زليخا مىكرد.