تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠
توجه به تقليد از گذشتگان و تمايلات شيطانى خود گمان مىكنند كه اين راه، حق است، امّا بايد توجه داشته باشند كه ظن و گمان، آنها را نجات نداده، به مقصد نمىرساند و عذر قابل قبولى هم نيست.
آنان اگر به حكم عقل خود مراجعه كنند، مىيابند كه بايد يقين به حقانيت راه خود داشته باشند تا در امان باشند. آرى همه منحرفان و گمراهان، براى قانع كردن فطرت حق جوى خود به استدلالهاى پوشالى متوسل مىشوند و همين كه با آن استدلالها گمان به حقانيت برايشان پيدا شد به همان گمان اكتفا مىكنند؛ ولى اين صحيح نيست همچنان كه اگر در راهى، احتمال خطر وجود داشته باشد، با اينكه گمان به امنيت وجود دارد ولى عقل حكم مىكند كه به خاطر همين احتمال بايد از آن راه، بر حذر بود و تا يقين به امنيت راه حاصل نكرد، قدم درآن راه نگذارد.
ستم به انسانها از خود انسانهاست نه از خدا إِنَّ اللَّهَ لايَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (يونس، ٤٤)
خداوند به مردم ظلم نمىكند و لكن اين خود مردم هستند كه به خويشتن ظلم مىكنند.
اين آيه در حقيقت، پاسخى است به آنچه در دو آيه پيش ذكر شده است. از اين رو لازم است اشارهاى به مطالب آن آيات داشته باشيم.
در دو آيه قبل، خطاب به رسول اكرم (ص) آمده بود كه اى پيامبر! بعضى از كفّار و منكران به سخن تو گوش مىدهند و كلام تو را مىشنوند، ولى درك ندارند و تو نيز نمىتوانى كلامت را به آنها بفهمانى. كلام تو- قرآن- معجزه صدق و حق است و آنها با گوش سر اين كلام را مىشنوند، ولى چون كرند آن را نمىفهمند. همچنين بعضى به تو مىنگرند، معجزات و كارهايت را كه مبتنى بر حقيقت است مىبينند، امّا چون چشم دلشان كور است، بصيرت، بينايى و شناخت پيدا نمىكنند و هدايت نمىشوند. بسيارند كسانى كه چشم و گوش ظاهرشان سالم است، ولى قلب آنان مريض است. حقايق و