تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩
سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد و از آنچه بر آتش مىگدازند تا زيور و متاعى سازند نيز كفى بر سرآيد. خداوند براى حق و باطل چنين مثل زند، امّا كف به كنارى افتد و نابود شود و آنچه براى مردم سودمند است در زمين پايدار بماند. خدا اين چنين مثل مىزند.
آيه كريمه مورد بحث، از آيات برجسته قرآن است كه درباره طبيعت حق و باطل و سنّت خداى سبحان در اين مورد بحث مىكند؛ همان سنّتى كه درباره آن فرموده است:
«وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْويلًا» «١» «وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلًا» «٢» از آنجا كه روش قرآن، به عنوان كتاب انسانسازى، متكى به مسائل عينى است، براى نزديك ساختن مفاهيم پيچيده به ذهن، به مثلهاى حسى جالب و زيبا اشاره مىكند. در اينجا نيز براى مجسم ساختن حق و باطل چنين مثل رسايى آورده است.
نشانههاى حق و باطل شناخت حق و باطل، گاهى چنان پيچيده و مشكل است كه بناچار بايد سراغ علائم و نشانههاى آن رفت. قرآن در مَثَل بالا اين نشانهها را چنين مطرح مىكند.
الف) حق براى بشر هميشه سودمند و لازم است، همچون آب زلال كه مايه حيات و زندگى است؛ امّا باطل و پيروى از آن بىفايده و بيهوده است، همانند كفهاى روى آب، كه نه تشنهاى را سيراب مىكند و نه درختى را مىروياند، يا مانند كفهايى كه در كوره ذوب فلزات ظاهر مىشود، كه نمىتوان از آنها وسايل زينتى يا وسيلهاى براى زندگى ساخت.
ب) باطل، مثل كف روى آب است و همان طور كه كف، بالا نشين، ولى توخالى و بى محتواست، مستكبر نيز بالا نشين، پر باد و توخالى است، امّا حق همچون آب زلال، متواضع، كم سرو صدا، و پر محتواست.
ج) حق، هميشه متكّى به خود است، اما باطل از آبروى حق، كمك مىگيرد.