تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٢
داستانهاى راستين تعاليم قرآن (ج٦) كد ٤/١٢٢ ١١٤ نشانههاى خردمندان ص : ١١٣ داستانهاى قرآن، افسانه و غير واقعى نيست، بلكه داستانهاى واقعى از شخصيتهاى خوب و بدى است كه داستان زندگى و اخلاق و اعتقادات آنها ذكر شده تا آيينه عبرت باشد.
اينها نمونههاى خوب و بدى هستند تا انسانها راه را از بيراهه تشخيص دهند و ديگر عذرى برايشان باقى نماند. به عنوان مثال، يوسف يك حجّت است بر تمام زيبارويانِ داراى موقعيت، كه به او اقتدا كنند و مسير عفت بپيمايند. ناگفته نماند كه نمىتوان معصوم بودن انبياء را عذرى براى پيروى نكردن از روش آنان قرار داد و گفت: آنها معصوم بودند، ما كجا و آنها كجا، چون عصمت آنها از گناه، اختيارى است و آنها خود با اراده و تصميم اين راه را پيمودند البته لطف و فضل خاص خدا نيز شامل حال آنان شده است و از طرف ديگر پيمودن راه كمال، ويژهانبيا نيست، بلكه هر صاحب ارادهاى مىتواند پوينده اين راه باشد و عنايات خداوندى شامل هر انسان صلاحيتدارى مىگردد.
شگفتيهاى آفرينش اللَّهُ الَّذى رَفَعَ السَّمواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى عَلىَ الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرى لِاجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْامْرَ يُفَصِّلُ الْاياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ وَ هُوَ الَّذى مَدَّ الْارْضَ وَ جَعَلَ فيها رَواسِىَ وَ انْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الَّثمَراتِ جَعَلَ فيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ انَّ فى ذلِكَ لَاياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (رعد، ٣- ٢)
خدا كسى است كه آسمانها را بدون ستونى كه قابل ديدن باشد آفريد، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را به دست گرفت) و خورشيد و ماه را (به سود شما) رام كرد كه هر كدام تا زمان معينى حركت دارند، كارها را او تدبير مىكند، آيات را (براى شما) تشريح مىنمايد تا به ديدار پروردگارتان يقين پيدا كنيد. و او كسى است كه زمين را گسترانيد و در آن كوهها و نهرهايى قرار داد و از تمام ميوه ها در آن، دو جفت آفريد، تاريكى شب را بر