تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥
خودستايى ممنوع خودستايى در زمره اخلاق ناپسند است و اغلب از عجب و خودبينى سرچشمه مىگيرد، ولى بايد توجه داشت كه از خود تعريف كردن و تواناييها و كمالات خود را بر شمردن، هميشه ناپسند نيست، بلكه در بعضى جاها لازم است كه انسان خود را معرفى كند. براى مثال در جايى كه احساس مسئوليت كرده و خود را نامزد پستى نموده است و صلاحيتهاى خود را بيان مىكند يا جايى كه مظلوم واقع شده و حقش ضايع گرديده است، تا زمانى كه خود را معرفى نكند، حق وى معلوم نمىگردد.
تعريفهايى كه امام على عليه السلام و ائمه از خود مىكردند، از اين جهت بود. آنها خود را سزاوار و شايسته مقام امامت و رهبرى مىدانستند؛ امّا جامعه آنها را نمىشناخت، بدين جهت به آنها رو نمىآورد. از اين رو، آنها خود را معرفى مىكردند تا طالبان هدايت، راه يابند و از چشمه فياض آنان سيراب شوند؛ گرچه بعضى كوردلان، اين تعريفها را حمل بر خودستايى و خودبينى مىكردند.
از امام صادق (ع) پرسيدند: آيا جايز است كه آدمى از خود تعريف كند؟ امام (ع) فرمود:
در صورتى كه ناگزير شود، جايز است، مگر نشيندهاى سخن يوسف (ع) را كه به پادشاه گفت:
«مرا بر خزانههاى مصر بگمار كه نگهبانى دانا هستم». و همچنين سخن بنده صالح خدا، حضرت هود عليهالسلام را كه گفت: «من براى شما نصيحت كننده و امينم». «١» شكايت به خدا بايد برد قالَ إِنَّما أَشْكُوبَثّى «٢» وَ حُزْنى إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (يوسف، ٨٦)