تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١
بهانهجويى منافقان براى شركت نكردن در جنگ وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ (توبه، ٤٢)
و به خدا سوگند! ياد خواهند كرد كه اگر توانايى داشتيم، همراه شما حركت مى كرديم (ولى آنها با اين اعمال و دروغها، در واقع) خود را هلاك مى كنند و خدا مىداند، آنها دروغگويند.
منافقانى كه انگيزهاى براى شركت كردن در جنگ نداشتند، پس از وقوع هر جنگ، درصدد عذر تراشى و بهانهجويى برمىآمدند. در جريان جنگ تبوك كه از جهات گوناگون از ديگر جنگهايى كه تا آن روز واقع شده بود، مشكلتر مىنمود، خدمت پيامبر (ص) آمده، با طرح عذرهاى غير موجه، تقاضا كردند كه آنها را از رفتن به جبهه، معاف دارد و اين اولين بار نبود كه به چنين حيلهاى متوسل شدند. در جنگ احزاب، براى فرار از جنگ عذرشان اين بود كه خانههاى ما حفاظ ندارد، ولى قرآن تكذيب كرده، مىفرمايد: خانههاى اينها بدون حفاظ نيست، اينها مىخواهند فرار كنند «١» گاهى عذرشان اين بود كه هوا گرم است. «٢» يكى از نكاتى كه بايد مورد توجه همه مؤمنان و مسلمانان قرار گيرد، اين است كه براى تشخيص افراد از جهت اعتقاد و عمل، به شعارها و ادعاهاى آنها اعتماد نكرده، عملشان را با گفتارشان بسنجند، زيرا طرح شعارهاى جذّاب و سخنان زيبا از ناحيه منافقان و منحرفان، كار چندان مشكلى نيست. بالاتر از اين، آنكه چنين افراد روباه صفت و منافق، براى فريب ديگران، به بعضى ظواهر عمل كرده، سوگند ياد مى كنند كه به تمام اصول و ارزشهاى اسلامى معتقدند. اينجاست كه بايد مسلمانان مواظب بوده، فريب قسمها و سخنان آنها را نخورند.
منافقان با ديدگاههاى محدود و پندارهاى غلط، تصور مىكردند كه مىتوانند با حركات مرموزانه خود، اسلام را نابود و مسلمانان را با شكست روبرو سازند، ولى از آنجا كه هيچ