تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢
پيامبران بخوبى دريافته بودند كه منزوى ساختن و به عقب راندن آنان از مواضع خود يكى از اهداف دشمنان بهانه جوست. از اين رو، خود را به استقامت و برخوردارى بيشتر از نيروى غيبى مجهز مىكردند. آنان در اين مقوله به گفتن جملاتى چون «توكّلت على اللَّه» و «الصبر مفتاح الفرج» قناعت نمىكردند، بلكه با منطق و كلام حاكى از وجوب توكّل و ضرورت صبر، استدلال كرده و مىگفتند: چرا ما به خدا توكل نكنيم؟ به خدايى كه نعمت هدايت را به ما ارزانى داشت، به كسى كه ما را به راههاى معرفت و سعادت، هدايت كرد و پيمودن آن را بر ما واجب ساخت. «١» انبيا با اين استدلال، توكل و صبر را برخود واجب كردند تا بدين وسيله با مخالفان معاند، اتمام حجت كنند كه آزار و اذيت شما نمىتواند سفيران حق را از رسيدن به آرمانهاى مقدسشان باز دارد. اين پاسخ را با ادب خاص و معصومانه خود بيان كردند و خود را مخاطب قرار دادند تا به پيروانشان درس بازگشت به خويشتن را بياموزند.
توكل بر خدا به معناى اعتماد به اوست. خدا به پيامبران و مؤمنان وعده يارى، راهنمايى و مشكلگشايى داده است، آنان در راه انجام مسئوليتها گامهاى خود را با تكيه بر خدا محكمتر برمىدارند، نه اينكه انجام وظايف خود را به خدا واگذارند. بنابراين مجهز شدن به توكّل به معناى برخوردار شدن از نيروى بيشتر براى حركت است.
در اين آيه، صبر در برابر آزار دشمنان، ناشى از توكل بر خدا دانسته شده است. يعنى وقتى بر ما واجب شد بر خدا توكل كنيم، جا دارد در برابر آزارهايى كه در راه دعوت مردم به سوى خدا نيز پيش مىآيد، صبر كنيم.
دو بال نيرومند با مطالعه زندگى پيامبران (ع) و تلاش پيگير و مداوم آنان در بارور كردن افكار مردم، روشن مىشود كه آنان بيش از هر چيز از دو بال صبر و توكّل بهره مىگرفتند.
اگر چه همگان به توكل و صبر نياز دارند، ولى پيامبران (ع) بيش از همه اين نياز را احساس مىكنند؛ زيرا كسى كه عليه سنتهاى پوچ و باطل جامعهاى برمىخيزد، با مخالفت