تعاليم قرآن (ج6) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠
باطل در لباسهاى گوناگون يكى از ويژگيهاى باطل اين است كه هر چند روز به لباسى در مىآيد تا چهره او را نشناسند. آيه فوق اشاره ظريفى به اين مسأله دارد، آنجا كه مىگويد: كفها نه تنها بر روى آب ظاهر مىگردند، بلكه در هر كورهاى كه فلزات ذوب مىشوند، كفى آشكار مىشود.
به تعبير ديگر، حق و باطل همه جا وجود دارد، همان گونه كه كفها در هر مايعى به شكل مناسب خود آشكار مىشود.
بنابر اين، نبايد فريب تنوع صورتهاى باطل را بخوريم، بلكه بايد باطل را با صفات ويژهاش بشناسيم و آن را كنار بزنيم.
بقا در گرو سود رسانى بقاى هر موجودى به ميزان سود دهى آن است. در آيه مورد بحث مىخوانيم:
وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى الْأَرْضِ آنچه به مردم سود مىرساند، در زمين باقى و برقرار مىماند.
بدين جهت مىبينيم آب كه مايه حيات است ماندنى و كفها كه سودى ندارند از بين رفتنى است. به همين ترتيب انسانها، گروهها و مكتبها نيز با توجه به ميزان سود رسانى خود پايدار مىمانند.
باطل از بين رفتنى است كلمه «جفاء» در جمله «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً» به معنى پرتاب شدن و به بيرون پريدن است، و اين بدان معناست كه كار باطل به جايى مىرسد كه قدرت نگهدارى خويش را ندارد، و در اين لحظه از متن جامعه به خارج پرتاب مىشود. از اين روست كه قرآن مىفرمايد:
إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً «١» به درستى كه باطل از بين رفتنى است.