تعاليم قرآن (ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤
ثروت از تو برتر و نفراتم نيرومندتر است و داخل باغشش شد و در حالى كه به خود ستم مى كرد گفت: من گمان نمىكنم هرگز اين باغ نابود شود و باور نمىكنم كه قيامت بر پا گردد، و اگر به سوى پروردگارم بازگردم، (اگر قيامتى در كار باشد) جايگاهى بهتر از اين خواهم داشت.
(رفيق با ايمان او) در حالى كه با وى به گفتگو پرداخته بود گفت: آيا به خدايى كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد و بعد از آن تو را مرد كاملى قرار داد كافر شدى؟! ليكن من كسى هستم كه «اللَّه» پروردگار من است و هيچ كس را شريك پروردگارم قرار نمىدهم. چرا هنگامى كه وارد باغت شدى نگفتى آنچه خدا مىخواهد (ماشاءالله) و نيرويى جز به تأييد خدا نيست، اگر مىبينى كه من از نظر مال و فرزند از تو كمترم (مطلب مهمى نيست) ممكن است خداوند چيزى بهتر از باغ تو به من بدهد و مجازات حساب شدهاى از آسمان بر باغ تو بفرستد، به گونهاى كه آن را به زمين بىگياه لغزندهاى تبديل كند! يا آب آن در اعماق زمين فرو رود، آن چنان كه هرگز قدرت جستجوى آن رانداشته باشى! سرانجام (وعده خدا فرا رسيد) و تمام ميوههاى آن نابود شد، او مرتب دستهاى خود را به خاطر هزينهاى كه در آن كرده بود برهم مىزد، در حالى كه تمام باغ بر پايههاى خود فرو ريخته بود، و مىگفت: اى كاش كسى را شريك پروردگارم قرار نمىدادم! و گروهى غير از خدا نداشت كه او را يارى كنند، و نمىتوانست از خود يارى گيرد. در اين هنگام، ثابت شد كه ولايت (و قدرت) ازآنِ خداوند حق است، اوست كه برترين ثواب و بهترين عاقبت را (براى مطيعان) دارد.
براى روشن شدن بحثى كه در پيش داريم يادآورى يك نكته لازم به نظر مىرسد، و آن اين كه انسان موجودى است كه از فطرتى خداجو و حقيقت طلب و طبيعتى سركش و طغيانگر، تركيب يافته است. همه صفات پسنديده و متعالى مانند شجاعت، سخاوت، تواضع، اخلاص و ... ناشى از فطرت و تمامى صفات زشت و ناپسند مانند ترس، بخل، تكبر، ريا و ... ناشى از طبيعت او است.
فطرت، انسان را به كسب فضيلتها و تقرب به خدا سوق مىدهد، در حالى كه طبيعت، او را به اعمال زشت و دورى از خدا وادار مىنمايد. اگر انسان به نداى فطرت، پاسخ مثبت داد، انسانى با فضيلت و موفق است و اگر به فطرت توجه نكرد و زمام امور خود را به دست