تعاليم قرآن (ج1)

تعاليم قرآن (ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥

گرفتار شدن يونس (ع) در شكم ماهى‌ حضرت يونس عليه‌السلام، يكى از پيامبران الهى بود. خداوند او را براى هدايت جمعى برانگيخت. وى وظيفه تبليغ را انجام داد ولى قومش او را تكذيب كردند. زمان وعده عذاب فرا رسيد. با پديدار شدن نشانه‌هاى عذاب، يونس (ع)، خشمگين از قوم، شهر را ترك كرد و گمانش اين بود كه تمام رسالت خويش را به انجام رسانده و هرگز مرتكب ترك اولايى نشده است تا به سبب آن سزاوار گرفتارى و سختى باشد. و حال آنكه سزاوار بود تا زمانى كه اجازه خارج شدن دريافت نكرده در شهر بماند و به تبليغ خود ادامه دهد.
خداوند براى تنبّه و بيدارى يونس (ع) او را در شكم ماهى گرفتار كرد. بدين صورت كه وقتى از شهر خارج شد و به كنار دريا رسيد، بر كشتى سوار شد، نهنگى بر سر راه كشتى ظاهر شد. سرنشينان، راه نجات را در اين ديدند كه يك نفر را به كام نهنگ اندازند. قرعه زدند و به نام يونس (ع) درآمد؛ او را به داخل دريا انداختند و او در كام نهنگ گرفتار شد.
يونس (ع) متوجه شد كه اين جريان، مؤاخذه خداست، بدين جهت در همان تاريكيهاى شب و شكم ماهى و ظلمت دريا فرياد به استغاثه برآورد. خداوند پس از نجات او از شكم ماهى بر بالين او بوته كدويى رويانيد تا سايبانش باشد و وقتى بيماريش برطرف شد، او را به سوى قوم خود باز فرستاد.
و اما قوم يونس، بعد از خارج شدن او با مشاهده آثار عذاب، از كفر و الحاد خود پشيمان شدند و توبه كردند و به درگاه خدا روى آوردند و با تضرع و زارى، رهايى از عذاب را طلبيدند. خداوند هم بر آنان ترحّم كرد و عذاب را از ايشان برداشت. وقتى يونس (ع) وارد شهر شد، او را تصديق كردند و به رسالتش ايمان آوردند و خداوند نيز، مرگ و هلاكت آنان را تا مدت معينى به تأخير انداخت. «١» توبه يونس‌ حضرت يونس وقتى وعده عذاب قوم را شنيد، به حساب اينكه وظيفه‌اش تمام شده و ديگر ماندن او در شهر فايده‌اى ندارد، بدون اينكه صبر كند تا امر خدا برسد، به سرعت‌