تعاليم قرآن (ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
بيان مىكند، تعاليمى انسانساز و احكامى عادلانه و اخلاقى الهى را به بشر مىآموزد. با ذكر داستانهاى حقيقى از اقوام گذشته، حقيقت تاريخ و هستى را براى بشر، روشن مىسازد.
اگر كسى از قرآن سرپيچى كند و به نداى هدايتگر آن گوش دل نسپارد و تربيت قرآنى را نپذيرد، از عقايد بر حق و ديدن واقعيّتها بى نصيب و گرفتار عقايد فاسد مىگردد. اخلاق نيكوى الهى و زندگى پاك نمىيابد و گرفتار بار سنگينى از گناه خواهد شد و در قيامت كه انسان با عقايد و كارها و اخلاق خود محشور مىشود، در بين صورتهاى مجسّم آن گناهان جاودان خواهد ماند. اين صورتهاى زشت و آزار دهنده از عذابهاى وحشتناك آخرت است.
شفاعت يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ الَّا مَنْ اذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِىَ لَهُ قَوْلًا (طه، آيه ١٠٩)
در آن روز شفاعت (هيچ كس) سود ندهد جز كسى كه خداى رحمان بدو اذن داده و از سخن او راضى است.
شفاعت يعنى واسطه شدن در رساندن خير يا دفع شر كه قرآن شريف آن را براى بعضى افراد در قيامت ثابت شمرده است. به اين معنا كه اگر شخص با ايمانى بخواهد به ثواب و كمالى برسد كه اسباب آن را تهيه نكرده است يا از عذاب ترك تكليفى كه از او سر زده، برهد، متوسّل به شفاعت مىشود. بدين ترتيب، شفيع به اذن خدا واسطه مىشود تا آن ثواب به او برسد يا آن كيفر از او دفع شود.
بى شك اگر شخص مزبور لياقتى براى رسيدن به آن كمال نداشته باشد، شفاعت شامل او نمىشود؛ مثل اينكه يك فرد عامى كه نه سواد دارد و نه استعداد، بخواهد با توسل به شفاعت، دانشمندى برجسته شود و يا يك بنده ياغى كه نمىخواهد از مولايش اطاعت كند، بخواهد با توسل به شفاعت، مورد عفو مولا قرار گيرد. در اين موارد شفاعت سود ندارد؛ زيرا شفاعت براى كامل كردن سبب ناقص است نه اينكه خودش سبب مستقل