تعاليم قرآن (ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤
قابل توجه است كه در آيه بالا لفظ ميزان به صورت جمع آمده و اين خود حاكى از آن است كه براى هر چيز ميزانى است و ميزانهاى مختلفى براى هر انسانى قرار داده مىشود از قبيل ميزان براى عقايد، ميزان براى اعمال، ميزان براى اخلاق و «١» وضع مردم در مقابل ميزان چنانكه از اخبار استفاده مىشود، مردم در جايگاه ميزان بر چهار دستهاند:
دسته اول- نيكان و صالحان مؤمن كه براى آنها ميزانى نصب نمىشود و بدون ميزان داخل بهشت مىشوند.
دسته دوم- مشركان و كفار كه براى آنان نيز ميزانى نصب نمىشود و آنان بدون ميزان داخل جهنم مىشوند.
دسته سوم- كسانى كه ميزان عملشان سنگين است و از رستگارانند. «فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ فَاولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» دسته چهارم- كسانى كه ميزان عملشان سبك است؛ اينان زيانكار و گرفتار عذابند، مگر اينكه رحمت يا شفاعتى به واسطه ايمان، شامل حالشان شود و نجات يابند. «٢» داستان ذوالنون وَ ذَالنُّونِ اذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ انْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ انْ لا الهَ الّا انْتَ سُبْحانَكَ انّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ (انبياء، ٨٧- ٨٨)
و صاحب ماهى را، آن گاه كه خشمناك برفت و پنداشت كه هرگز بر او نمىگيريم و در تاريكيها ندا داد: هيچ خدايى جز تو نيست، تو منزّه هستى و من از ستمكارانم. پس دعايش را مستجاب كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را اين چنين مىرهانيم.