تعاليم قرآن (ج1)

تعاليم قرآن (ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠

به ديگر سخن، گويا خدا مى‌گويد: چون تنها من خدا هستم نه هيچ كس ديگر، پس عبادت هم از آنِ من است و ديگران را در عبادت من شركت ندهيد.
گرچه نماز عبادت است و امر به عبادت در حقيقت، امر به نماز هم هست، ولى بيان خصوص نماز نمايانگر اهميت خاص آن است و اين روش (ذكر خاصّ بعد از عام) در گفتگوهاى عمومى نيز رايج است.
نماز در اديان آسمانى‌ جمله «اقِمِ الصلاة» كه امر به برپايى نماز و دليل بر واجب بودن آن است، نشان مى‌دهد كه نماز در اديان گذشته هم واجب بوده و اختصاص به دين اسلام ندارد. «١» طرح مسأله نماز پس از توحيد، نمايانگر پيوند ناگسستنى نماز با خداشناسى است. به همين جهت نماز و شناخت در مكتب قرآن و اهل بيت عليهم‌السلام بهترين و مطمئن‌ترين راه نزديكى به خدا او معرفى شده است: «الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ» «٢» نماز وسيله‌اى است كه شخص پرهيزگار را به خدا نزديك مى‌كند.
در آخر آيه به فلسفه نماز اشاره مى‌كند و مى‌فرمايد: نماز را فقط براى ياد من به پا داريد، پس هدف نهايى نماز به ياد خدا بودن و ذكر او است. ناگفته نماند كه ذكر نيز بر دو نوع است:
ذكر زبانى و ظاهرى و ذكر قلبى و باطنى. نمازِ كامل نمازى است كه هر دو ذكر را دارا باشد.
سخن نرم براى هدايت‌ فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْ يَخْشى‌ (طه، ٤٤)
با او به نرمى سخن گوييد، شايد پند گيرد يا بترسد.