تعاليم قرآن (ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٩
اينكه نام خود را در زمره باتقوايان ثبت كنيم و چه زيانكارند كسانى كه عمرشان گذشته و هيچ قدمى به سوى تقوا برنداشتهاند.
وقتى «عبدالله بن رواحه» صحابى بزرگوار پيامبر، مىخواست به جنگ «موته» برود، مسلمانان براى وداع آمدند، او گريه كرد و گفت:
متوجه باشيد كه به خدا سوگند من محبتى به دنيا ندارم، و لكن گريهام براى اين است كه از رسول خدا (ص) شنيدم كه اين آيه را مىخواند: «وَ انْ مِنْكُمْ الّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً» و من فهميدم كه ناگزير داخل آتش مىشوم امّا نمىدانم چطور بيرون بيايم. «١» نماز براى چه؟
انَّنى انَا اللَّهُ لا الهَ الّا انَا فَاعْبُدْنى وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرى (طه، ١٤)
براستى من خدايى هستم كه معبودى جز من نيست پس مرا بپرست و نماز را براى ياد من به پا دار.
با جمله «لا الهَ الّا انَا فَاعْبُدْنى» شالوده و زير بناى مكتب موسى (ع) همانند ساير اديان الهى براساس توحيد و يگانهپرستى پىريزى مىشود و با امر به نماز كه از كاملترين چهرههاى عبادت است، پايههاى آن استوار مىگردد.
اخلاص در عبادت از كلمه «فاعْبُدنى» با توجه به جمله قبل استفاده مىشود كه عبادت فرع بر معرفت خدا و لازمه جدايىناپذير خدايى و صاحب اختيارى است، و از طرفى همچنان كه خدايى، خاصّ خداوند است، عبادت هم بايد خاصّ او باشد و به شرك آلوده نگردد.