تعاليم قرآن (ج1)

تعاليم قرآن (ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧

در حالى كه يك انسان منحرف كه سراپاى وجود او را صفات زشت، احاطه كرده اگر به نعمتى برسد، با افزون طلبى، كفران و دايمى دانستن نعمت براى خود، موجبات تباهى نعمت را فراهم مى‌سازد و از آنجا كه كفر عملى (عمل نكردن به دستورات الهى) به كفر اعتقادى مى‌انجامد، اعتقادش نيز خدشه دار شده، به انكار ضروريات مى‌پردازد.
بخشى از آيات مورد بحث، مى‌فرمايد:
(ثروتمند مغرور) در باغش گام نهاد و گفت: من گمان نمى‌كنم كه هرگز اين باغ، نابود شود و گمان نمى‌كنم كه قيامت بر پا شود!! با كمى دقت در گفتار و عمل مرد ثروتمند، روشن مى‌شود كه چگونه كفر عملى به كفر اعتقادى منجر مى‌شود. او از عدم توجه به پروردگار شروع كرد و با فخرفروشى و غرور ادامه داد تا به انكار معاد كه كفر اعتقادى است، رسيد.
ستم بر خويش‌ «ظلم» در اصل به معناى ناقص كردن حق و يا گذاشتن چيزى در غير موضع خويش است. «١» از تعريف بالا چنين استفاده مى‌شود كه اگر كسى به تكليف خود عمل نكند و يا برخلاف آن عمل نمايد، مرتكب ظلم شده است. اگر حقى را كه بايد ادا نمايد ادا نكند- چه حق خدا وچه حق مردم- ستمكار است. نتيجه ستم به طور مستقيم و در درجه اوّل به خود ستمكار برمى‌گردد، زيرا با ستمى كه مرتكب مى‌شود، صفات خداپسندانه و برجسته خود را از دست مى‌دهد، خانه آخرت و ابدى خود را ويران نموده، از خداى تبارك و تعالى فاصله مى‌گيرد، وتنها كارى كه در مورد ديگران مى‌تواند انجام بدهد اين است كه به امور مادى و دنيوى آنها صدمه‌اى بزند، ولى قدرت اينكه بتواند اعتقاد و ايمان آنها را خدشه‌دار كند ندارد: